در آستانه ماه محرم، کتاب «اصول صحیح عزاداری» به همت معاونت فرهنگی مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور منتشر و روانه بازار شد.
• غربیها با سه کلیدواژهی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره میکردند. شرقیها با دو کلیدواژهی مبارزهی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژهی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند. • اصل «امامتمحوری» مهمترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصهی سیاست احیا شد.
•ده سال هر کاری کردیم، یک رسانهی غربی پیدا شود که بگوید«امام خمینی»، نشد! همه میگفتند «آیتالله خمینی».
•سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانههای شما نمیگویند امام خمینی؟». خندهای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!».کیفاش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمهی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود.گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص میشود. چون کلمهی"امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار میدهیم. کلمهی "رهبر" به نفع ما و کلمهی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان میگوییم "آیتالله"، اما"امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور میشود امام امت اسلامی که مسلمانهای دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
•یک رسانهی غربی یا شرقی را پیدا نمیکنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانههای غربی آیا میپذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ میخواستیم 60،000 مارک بدهیم که........
منبع: عماریون/http://www.ammariyon.ir/fa/pages/?cid=5851
بقیه را حتما در ادامه متن بخوانید...
سيدعلي خمينی:
|
براساس تکلیف شرعی در راهپیمایی 9 دی 88 و مراسم مهدیه ( ۹ دی ۸۹ ) شرکت کردم |
حضرت امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران با اهداي كتاب صحيفه سجاديه به علي خميني در سال 67 حاشيهاي خطاب به وي نگاشتهاند. متن كامل دستنوشته حضرت امام روحالله به شرح ذيل است:
بسمهتعالي
«هدية النملة»
فارغ از هر دو جهانم به گل روي علي
از خم دوست جوانم به خم موي علي
طي كنم عرصه ملك و ملكوت از پي دوست
ياد آرم به خرابات چو ابروي علي
صحيفه كامله سجاديه، نمونه كامل قرآن صاعد است و از بزرگترين مناجات عرفاني در خلوتگاه انس است كه دست ما كوتاه از نيل به بركات آن است؛ آن كتابي است الهي كه از سرچشمه نورالله نشأت گرفته و طريقه سلوك اولياي بزرگ و اوصياي عظيمالشأن را به اصحاب خلوتگاه الهي ميآموزد. كتاب شريفي است كه سبك بيان معارف الهيه اصحاب معرفت را چون سبك قرآن كريم بدون تكلف الفاظ در شيوه دعا و مناجات براي تشنگان معارف الهيه بيان ميكند. اين كتاب مقدس چون قرآن كريم سفره الهي است كه در آن، همه گونه نعمت موجود است و هر كس به مقدار اشتهاي معنوي خود از آن استفاده ميكند. اين كتاب همچون قرآن الهي ادق { دقيقترين} معارف غيبي كه از تجليات الهي در ملك و ملكوت و جبروت و لاهوت و مافوق آن حاصل ميشود در ذهن من و تو نيايد و دست طلبكاران از حقايق آن كوتاه است، به شيوه خاص خود قطراتي كه از درياي بيكران عرفان خود ميچشاند و آنان را محو و نابود ميكند:
پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم انااليه راجعون
پس تو اي نويسنده محروم از همه معارف و بيخبر از كون و مكان، قلم را بشكن و صحيفه را ببند و از حد خود كه هواهاي نفساني چون تار عنكبوت بر سراسر وجودت پيچيده و هر روز و شب افزون مي گردد به فضل لايزال الهي پناه ببر «انه ذو رحمة واسعة»
و من اين كتاب بزرگ را به فرزند عزيزم كه در جبهه او نور و نور علي نور ميبينم و آن عزيز كه يادگار احمد (آقاي سيد احمد خميني) و از سلاله اطهار و از طباطباييها كه افتخار فرزندي حسنين را دارند اهدا كردم و اميدوارم او از علماي برجسته و فقهاي متعهد و از عرفاي مجاهد فيسبيلالله در دو جبهه ظاهر و باطن شود و از اين كتاب مقدس به طور شايسته بهرهمند گردد و پدر پير خود، خميني را كه عمري با هواي نفس و عصيان و ناسپاسي گذرانده و اكنون با روي سياه و كولهباري از معصيت بدون هيچ اميد - مگر به فضل خداي رحمان - از اين دار و ديار به دار و ديار ديگر ميرود از طلب رحمت و دعايي و بخشش گناهان بر او منت نهد.
خداوندا، اين عائله را به تو سپردم و از هيچ كس اميدي ندارم، تو خود با عنايات خويش آنان را تحت تربيت خويش قرار ده.
به تاريخ شب سهشنبه 22 آذرماه 1367 / سوم جمادي الاولي 1409
بنده عاصي خدا
روحالله الموسوي خميني
دروازهبان تيم فوتبال پرسپوليس که در اختيار باشگاه قرار داده شده در گفت و گويي انتقادي، رفتار دوگانه و بي صداقتي کادر فني را دليل اين موضوع عنوان کرد. |
راهبی مسیحی ،در یکی از شهرهای شام در صومعه ای زندگی می کرد.وقتی جریان کربلا اتفاق افتاد و امام حسین (ع) و فرزندان و یاران فداکارش مظلومانه به شهادت رسیدند ،دشمنان خونخوار ،سرهای شهدا را از تن جدا نموده و آن ها را بر سر نیزه نصب کردند و به طرف شام به راه افتادند تا سرهای مقدس را برای یزید [ملعون] ببرند .
لشکریان یزید ،در راه از کنار صومعه ی آن راهب گذشتند .راهب از دور چشمش به سرهای بریده افتاد ،نورانیت و عظمت معنوی یکی از سرها ،نظرش را جلب کرد.فهمید که این بشر ،از مردم عادی نیست ،بلکه فردی الهی و بنده خاص و برگزیده خداوند می باشد .به همین دلیل سراسیمه از صومعه بیرون آمد و به طرف لشکر رفت و پرسید :رئیس این لشکر کیست ؟لشکریان شمر را به او نشان دادند.راهب به طرف وی رفت و پرسید :شما امشب در این راه جا می مانید ؟؟او گفت :آری! راهب گفت :ممکن است این سر بریده امشب نزد ِ من باشد ؟شمر گفت :ما چنین کاری نمی کنیم ؛زیرا این سر بسیار عزیز است،اگر آن را به یزید بدهیم ،به ما جایزه ی فراوانی می دهد .
راهب گفت :تمتم دارایی من دوازده هزار درهم است ،آن را به شما می دهم ،به شرط آنکه این سر یک شب مهمان من باشد .آن ها قبول کردند .پول را داد و سر مقدس سیدالشهدا (ع) را گرفت و برد و ان را با گلاب شستشو داد و در همان حال آن را می بوسید .و گریه می کرد و می گفت :"ای آقا ،آقای من ! می دانم که تو بزرگی ،تو مظلومی ،این چه جنایتی بود که آن ها مرتکب شدند ؟!...)
راهب آن شب با آن سر بریده و مقدس راز و نیاز کرد .کسی نمی داند بین آن دو چه صحبت هایی رد و بدل شد ،فقط همین که روز بعد به برکت آن سر مقدس ،اسلام آورد و در زمره ی نیکوکاران قرار گرفت .
(معارفی از قرآن ،شهید آیت الله دستغیب ،ص 506)
** دلم میگیره هر وقت زمان امام حسین (ع) رو با زمان امام عصرمون مقایسه می کنم !! عمریه داریم میگیم یا حسین:"یا لیتنا کنا معک !!" ،اما حالا امام عصرمون تنها مونده و کاری نمی کنیم ! همش میگم نکنه آقا هم داره میگه "هل من ناصر ینصرنی " و کسی نمیشنوه ؟؟!.....تو رو به غربت امام حسین (ع) قسم ،توی این ایام عزیز، برای فرج گل نرگس خـــــــــــــیلی دعا کنید .
هر شخصى باید برنامه اصلاحیه اى براى خود تهیه كند؛ به این صورت كه مشخص كند این ها اصول اعتقاداتى است كه من به آن ها یقین دارم، در زمینه توحید و نبوت و امامت و... و این ها معتقدات بنده است و از روى دلیل بدان عقیده دارم خواه اظهار بكنم یا نكنم، و خواه چیزى اتفاق بیفتد، یا نیفتد، حتى اگر حكومت، دست سفیانى بیفتد و من مجبور شوم كه از روى تقیه به او بگویم: «أَلْحَق مَعَك»؛ (حق با تو است.) ـ چون اگر نگویم كشته میشوم، و یا نزدیكان و دوستانم كشته میشوند ـ اشكالى نداشته باشد.
فقیه فقید، و عارف دانای راز، حضرت آیت الله العظمی بهجت که به تعبیر مقام معظم رهبری، سرچشمه پایان ناپذیر فیوضات معنوی بودند، یکی از این نمونههاست. آنچه میخوانید درباره انتظار فرج و تحصیل مقدمات آن است :
همه میدانیم زعیم ما در این زمان غیبت، دست بسته و زندانى است و حق ندارد در میان جمعیت، خود را معرفى كند و نشان دهد.
آقایى گفته بود: در خواب دیدم گروهى آمدند از شهر عبور كنند، مخفیانه با هم وعده گذاشتند كه خود و جاى خود را پنهان كنند و پس از خرید از بازار و انجام كارهایشان، یكى یكى در محل و یا قهوه خانه اى خاص همدیگر را ببینند. ـ نعوذُبالله ـ مثل قاچاقچى ها و دزدها كه از شهر و اهل آن در وحشتند، جدا جدا و یكى یكى در فلان محل یا قهوه خانه یكدیگر را ملاقات كنند.
تا این كه در خواب دیدم دور هم جمع شدند، همه آدم هاى نورانى بودند، به حدى كه نمیشناختم رییس آن ها كدام است، و مُعَمم نبودند جز یكى از آن ها ولى از بس نورانى بودند تشخیص نمیدادم كه او رییس است. یكى از آن ها درباره من چیزهایى میگفت، خبرهایى میداد. یك مرتبه یكى از آن ها به او اشاره كرد كه دیگر نگو، و او ساكت شد، از این جا فهمیدم كه رییس همان شخص است و متوجه شدم كه مُعَمم در میان آن ها فقط او بود.
بله، كار صاحب ما ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ نعوذ بالله به جایى رسیده كه یقین داریم بسیارى از حكومت ها، او و یارانش را مفسد و جانى و اخلالگر میدانند و اگر به آنها دسترسى پیدا كنند، اعدام میكنند! اگر ما او را نمیشناسیم، او همه ما را میشناسد و میداند و میبیند.
بالاخره، در این عصر بین ما و زعیم ما فاصله افتاده و او گرفتار است، خدا میداند اگر نُواب اربعه زیادتر بودند چه بلاهایى بر سر آن ها میآوردند! اگر چه علماى بزرگى هم چون شیخ مفید ـ قدس سره ـ بوده اند، ولى نواب اربعه از جهاتى راجح بوده اند.
آیا با وجود این میشود در این زمان غیبت كارى كرد؟! آیا مقاتله و جهاد، بر ضرر مسلمانان تمام نمیشود؟! حال اگر مقاتله نشد و یا نكردیم، آیا راهى براى اصلاح خود و اصلاح دیگران و جامعه داریم یا نه؟ آیا راهى جهت حفظ خود از فساد و اصلاح فاسدهاى قابل اصلاح در جامعه وجود دارد یا خیر؟
به گمان بنده این یك راهى است كه هیچ كس نمیتواند انكار كند كه نشدنى است، و یا این كه پیش نمیرود و بى نتیجه و بى فایده است. و در عین حال، اشكالاتى و معذوراتى را كه راه هاى دیگر دارند، ندارد.
آن راه این است كه هر شخصى باید برنامه اصلاحیه اى براى خود تهیه كند؛ به این صورت كه مشخص كند این ها اصول اعتقاداتى است كه من به آن ها یقین دارم، در زمینه توحید و نبوت و امامت و... و این ها معتقدات بنده است و از روى دلیل بدان عقیده دارم خواه اظهار بكنم یا نكنم، و خواه چیزى اتفاق بیفتد، یا نیفتد، حتى اگر حكومت، دست سفیانى بیفتد و من مجبور شوم كه از روى تقیه به او بگویم: «أَلْحَق مَعَك»؛ (حق با تو است.) ـ چون اگر نگویم كشته میشوم، و یا نزدیكان و دوستانم كشته میشوند ـ اشكالى نداشته باشد.
پس از آن كه انسان برنامه خود را درست كرد، باید اول خودش به آن التزام عملى داشته و به آن متعهد شود تا از ناحیه آخرتى خاطر جمع گردد، و پس از آن كه خود را با این برنامه اصلاحى اصلاح كرد، میتواند دیگران را، هر چند افراد مُنصِف را، با خود هم عقیده كند، و تدریجا به افراد بگوید كه این عقیده من است و این هم دلیل من.
به این ترتیب، هر كس میتواند كم و بیش دیگران را در برنامه صحیح خود داخل كند. آن افرادى كه به این برنامه عمل میكنند اول خود را اصلاح میكنند و بعد به نوبه خود با فرد سومیمطرح میكنند، و مانند شخص اول او را به طریقه صحیح خود دعوت میكنند.
بدین ترتیب، هر طالب اصلاحى از روى برنامه و ادله صحیحه وقتى خود را اصلاح كرد، دومیو سومیو چهارمیو... را اصلاح میكند، و كار به جایى میرسد كه محیط و افراد جامعه همه صالح میشوند. آیا این مطلب قابل تشكیك است؟!
با این راه، اهل ایمان و عُقلا و اهل انصاف صالح میشوند، و لازم نیست شمشیر به دست بگیریم و با اهل باطل محاربه كنیم و یا با اهل حق محاربه كنیم؛ زیرا در جنگ شروط محاربه لازم است كه براى همه و همیشه میسر نیست؛ ولى ما با این راه میتوانیم شرایطى را فراهم نماییم كه گروه هاى بسیار و جامعه را اصلاح كنیم و شرط آن چیزى جز اصلاح خود و اصلاح غیر، نیست.
اگر كسى در این كار جدى باشد، گمان نمیكنم پشیمان شود، و اگر این برنامه به دست افراد منصف افتاد، دیگرى را اصلاح میكند و آن دیگرى هم همین طور، و در نتیجه، برخلاف امراض مُسرى، اصلاحات مسرى، تحقق پیدا میكند. خداوند متعال میفرماید:
«وَمَنْ أَحْیَاهَا فَكَأَنمَآ أَحْیَا الناسَ جَمِیعًا»(۲) هر كس یكى را احیا كند، گویا همه مردم را احیا كرده است.
منظور از حیات در این آیه شریفه، نجات دادن از ضلالت و گمراهى در دین است.
این راه اصلاح را نباید كَالعَدَم و نشدنى حساب كنیم، و گرنه پشیمان میشویم از این كه میتوانستیم عادل و صالح فراهم كنیم و نكردیم، و در وُسع ما بود و قدرت داشتیم كه دنیا را به امن و امان و عدالت وادار كنیم و نكردیم.
انوشیروان از مزدك پرسید: قاتل را میكشى؟ گفت: نه. گفت: اگر او را نكشى ممكن است صد نفر دیگر را بكشد.
او را و صد هزار تابع او را در یك روز، در یك مجلس كشت.
پی نوشت:
۱. بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۵۶؛ الغیبة طوسى، ص ۳۸۴.
۲. سوره مائده، آیه ۳۲.
سلام خبر جدید برای دنبال کنندگان تعزیه
به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم رادیو جمهوری اسلامی ایران برای عزا داری سالار شهیدان اقدام به برگزاری تعزیه رادیویی نموده است
که صدا برداری ان از امروز مورخ 11/8/1390 شروع شده است
تعزیه خوانان :
اولیاخوانان: اقای ابوالفضل صابری . قاسم تسبیحی. احمد عزیزی. حمزه کاظمی
اشقیا خوانان: دااوود ابایی. حسین حیدری. حمید حیدری
بچه خوانان: محمد حسین محبی . امیر علی حیدری
شیپور : اقای علی صدیقیان
تعزیه های خوانده شده:
1: شهادت مسلم : احمد عزیزی
2:شهادت حر: احمد عزیزی
3:شهادت علی اکبر: امیر صفری
4: شهادت عباس:ابوالفضل صابری
5:شهادت وهب: احمد عزیزی
6: شهادت امام: قاسم تسبیحی
7:بازارشام:حسین حیدری _ داوود ابایی
زمان پخش از اول محرم ساعت 11 شب رادیو ایران فرکانس 90
4 باری که شیطان فریاد کشید

محتوای سوره مبارکه حمد
سوره حمد كه نام دیگرش «فاتحه الكتاب» است، هفت آیه دارد1 و تنها سورهاى است كه بر هر مسلمانى واجب است حداقل روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند وگرنه نماز او باطل است. «لا صلاة الّا بفاتحه الكتاب»2 بنا به روایت جابر بن عبد اللّه انصارى از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله): این سوره بهترین سورههاى قرآن است.3
آیات سورهى مباركه فاتحه، اشاراتى در بارهى خداوند و صفات او، مسأله معاد، شناخت و درخواست رهروى در راه حقّ و قبول حاكمیت و ربوبیّت خداوند دارد. همچنین به ادامهى راه اولیاى خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضبشدگان اعلام بیزارى و انزجار شده است. سورهى حمد همانند خود قرآن مایهى شفاست، هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بیمارىهاى روحى.4
درسهاى تربیتى سورهى حمد
در تفسیر نمونه به مواردی از اثرات تربیتی سوره حمد اشاره شده است كه با توجه و عمل به هركدام از این موارد، انسان هرچه بیشتر در راه شناخت و نزدیكی به پروردگار قرار میگیرد:
1- انسان در تلاوت سورهى حمد با «بِسْمِ اللَّهِ» از غیر خدا قطع امید مىكند.
2- با «رَبِّ الْعالَمِینَ» و «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» احساس مىكند كه مربوب و مملوك است و خودخواهى و غرور را كنار مىگذارد.
3- با كلمه «عالمین» میان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مىكند.
4- با «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خود را در سایه لطف او مىداند.
5- با «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» غفلتش از آینده زدوده مىشود.
6- با گفتن «إِیَّاكَ نَعْبُدُ» ریا و شهرت طلبى را زایل مىكند.
7- با «إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» از ابرقدرتها نمىهراسد.
8- از «أَنْعَمْتَ» مىفهمد كه نعمتها به دست اوست.
9- با «اهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست مىكند.
10- در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام مىكند.
11- با «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «ولَا الضَّالِّینَ» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مىدارد.
سوره حمد، اساس قرآن است
در حدیثى از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مىخوانیم كه: «الحمد ام القرآن» و این به هنگامى بود كه جابر بن عبداللَّه انصارى خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسید، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «الا اعلمك افضل سورة انزلها اللَّه فى كتابه؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول اللَّه! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الكتاب». آیا برترین سورهاى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعلیم كنم، جابر عرض كرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم كن، پیامبر(صلی الله علیه و آله) سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت، سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ.5
و نیز از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: «و الذى نفسى بیده ما انزل اللَّه فى التوراة، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلها، هى ام الكتاب»، قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن، مثل این سوره را نازل نكرده است، و این ام الكتاب است.6
وجه توحیدی سوره حمد

در حقیقت سوره حمد هم بیانگر توحید ذات است، هم توحید صفات، هم توحید افعال، و هم توحید عبادت. و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سهگانه ایمان: اعتقاد به قلب، اقرار به زبان، و عمل به اركان را در بر دارد، و مىدانیم« ام» به معنى اساس و ریشه است.
شاید به همین دلیل است كه« ابن عباس» مفسر معروف اسلامى مىگوید: «ان لكل شىء اساسا ... و اساس القرآن الفاتحة»، هر چیزى اساس و شالودهاى دارد ... و اساس و زیر بناى قرآن، سوره حمد است. روى همین جهات است كه در فضیلت این سوره از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده: «ایما مسلم قرأ فاتحه الكتاب اعطى من الاجر كانما قرأ ثلثى القرآن، و اعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤمن و مؤمنه»، هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل دیگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گویى به هر فردى از مردان و زنان مؤمن هدیهاى فرستاده است.7
تعبیر به دو سوم قرآن شاید به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخیز و بخش دیگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و دوم در سوره حمد آمده، و تعبیر به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از یك نظر در ایمان و عمل مىتوان خلاصه كرد كه این هر دو در سوره حمد جمع است.
سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله)
جالب اینكه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یك موهبت بزرگ به پیامبر(صلی الله علیه و آله) معرفى شد، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است، آنجا كه مىفرماید: «وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»، ما به تو سوره حمد كه هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم (سوره حجر آیه 87).
قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است. همین مضمون در حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده است كه فرمود: «ان اللَّه تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الكتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الكتاب اشرف ما فى كنوز العرش»، خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آن را در برابر قرآن عظیم قرار داده، و سوره حمد با ارزشترین ذخائر گنجهاى عرش خدا است»!8
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مىخوانیم: «شیطان چهار بار فریاد كشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(صلی الله علیه و آله) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد»! 9
در عیون اخبار الرضا(علیه السلام) در حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه و آله) مىخوانیم:
خداوند متعال چنین فرموده: من سوره حمد را میان خود و بندهام تقسیم كردم نیمى از آن براى من، و نیمى از آن براى بنده من است، و بنده من حق دارد هر چه را مىخواهد از من بخواهد:
هنگامى كه بنده مىگوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند بزرگ مىفرماید بندهام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم، و هنگامى كه مىگوید «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» خداوند بزرگ مىگوید بندهام مرا حمد و ستایش كرد، و دانست نعمتهایى را كه دارد از ناحیه من است، و بلاها را نیز من از او دور كردم، گواه باشید كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنیاى او مىافزایم، و بلاهاى آن جهان را نیز از او دفع مىكنم، همانگونه كه بلاهاى دنیا را دفع كردم. و هنگامى كه مىگوید « الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند مىگوید: بندهام گواهى داد كه من رحمان و رحیمم، گواه باشید بهره او را از رحمتم فراوان مىكنم، و سهم او را از عطایم افزون مىسازم. و هنگامى كه مىگوید « مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» او مىفرماید: گواه باشید همانگونه كه او حاكمیت و مالكیت روز جزا را از آن من دانست، من در روز حساب، حسابش را آسان مىكنم، حسناتش را مىپذیرم، و از سیئاتش صرف نظر مىكنم. و هنگامى كه مىگوید « إِیَّاكَ نَعْبُدُ» خداوند بزرگ مىگوید بندهام راست مىگوید، تنها مرا پرستش مىكند، من شما را گواه مىگیرم بر این عبادت خالص ثوابى به او مىدهم كه همه كسانى كه مخالف این بودند به حال او غبطه خورند. و هنگامى كه مىگوید « إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» خدا مىگوید: بندهام از من یارى جسته، و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در كارهایش كمك مىكنم، در سختیها به فریادش مىرسم، و در روز پریشانى دستش را مىگیرم. و هنگامى كه مىگوید « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ ...» (تا آخر سوره) خداوند مىگوید این خواسته بندهام بر آورده است، و او هر چه مىخواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه امید دارد، به او مىبخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش مىسازم.
خلاصه
خلاصه مفهوم سوره حمد، این است كه خداوند نخست خودش را با اوصاف كمال و جمالش تمجید و توصیف مىكند و با افعال و اوصاف متعالىاش خود را معرفى مىنماید: تربیت عمومى، رحمت عامّه و سلطنت روز جزا را كه از آن او است، به بشر یادآورى مىكند، آنگاه نتیجهگیرى مىكند كه عبادت، پرستش و استعانت اختصاص به خدا دارد و جز او كسى سزاوار ستایش وپرستش نیست، این است كه باید تنها خدا را پرستش نمود و از او یارى و مدد خواست.
سپس راه دعا و نیایش را به انسانها تعلیم مىكند و تذكرشان مىدهد كه از خداوند درخواست كنند تا آنان را به صراط مستقیم و راه راست و به سوى سعادت جاودانى هدایتشان كند، به یك حیات جاودانه و زندگى ابدى و به نعمتهاى غیر قابل زوال و پایان ناپذیرشان برساند و در نور و روشنایى كه تاریكى و ظلمتى بعد از آن وجود ندارد، قرارشان دهد.
و در آخرین مرحله این نكته را بیان مىكند كه راه مستقیم و هدایت به كسانى اختصاص دارد كه خداوند با رحمت و فضل خویش آنها را مشمول رحمت بىپایان و نعمتهاى فراوان خویش ساخته و الطاف خاصى مبذولشان داشته است و این راه با راه كسانى كه مورد خشم و غضب خدا قرار گرفتهاند و با راه كسانى كه از راه صحیح منصرف گردیدهاند، متمایز و جداست.
بنابراین، سوره حمد از چهار بخش تشكیل یافته و هر بخش هدفى در بر دارد و مجموعا چهار هدف عالى و مهم را تعقیب مىكند:
1- خدا را با صفات عالى و كمالىاش براى انسانها توصیف و معرفى مىكند.
2- عبادت، پرستش و استعانت مخصوص به خداست و جز او كسى سزاوار آن نیست.
3- هدایت به راه راست و شناخت راه راست و راه نیكان را باید از پیشگاه الهى خواست و در راهیابى از او مدد و یارى جست.
4- راه نیكان از راه خشم زدگان (مغضوبین) و از راه گمراهان (ضالّین) متمایز و جداست.
آمنه اسفندیاری – گروه دین و اندیشه تبیان

حمید رضا علیمی

معاشقههای او در میان روضههایش كمنظیر است و قلب هر شنوندهای را تكان میدهد.
این جوان كاشانی كه تلاش میكند با یاد اهلبیت مكارم اخلاقی را كسب كند در میان مدح اهلبیت، اشعار اخلاقی و خودسازی را نیز میآمیزد.


من هم خدمت شما سلام عرض میکنم.من جواد مقدم هستم متولد سال ۱۳۵۹،تهران

۲-آقا جواد شما چطور شد که مداح شدید؟
با توکل و توسل و سعی و تلاش و تشویق اطرافیان و استفاده کردن از تجربیات اساتید این فن به لطف و مدد
امام حسین(ع)که معمولا شناخته شده نیستند.
۳-آقای مقدم نظر شما در مورد اینکه بعضی ها میگویند نسل جدید و جوان مداح،روضه بلد نیست چیست؟
بر خلاف گفته بعضی ها اکثر مداحان جوان روضه بلد هستند و تعداد اندکی هستند که روضه بلد نیستند.
در ضمن اصول و پایه مداحی بلد بودن روضه است.
۴-چرا شما و بعضی دیگر از مداحان جوان به سبک هایی که بر اساس ترانه ها شکل گرفته اند مدیحه سرایی
میکنید؟
اول اینکه منظور از ترانه چیست؟چون تعبیر درستی از ترانه در جامعه ما نشده است،به بسیاری از سبک های
حزن آمیز ترانه میگویند که به نظر من اینگونه نیست.
۵-شنیده ایم که شما نوحه ای به سبک شعر قدیمی خانه مادر بزرگه...خوانده اید.آیا تایید میکنید؟اگر تایید
میکنید توجیه شما چیست؟
خیر،تکذیب میکنم.مثل خیلی دیگر از سبک ها که خوانده نشده و مردم حفظند.
۶_مگر نه اینکه برخی از علمای اعظام به این نوع سبک ها انتقاد دارند،چرا ادامه میدهید؟

خیلی از مراجع هم با اینگونه سبک ها هیچ گونه مشکلی ندارند و خیلی از مراجع دخالتی در این مسائل
ندارند
۷-اگر یکی از علماء مستقیمآ به مداحی شما انتقاد کند چه عکس العملی نشان میدهید؟
من به دلیل اینکه فردی انتقاد پذیر هستم با کمال میل میپذیرم و راهنمایی هایشان را سرلوحه کار خود قرار
میدهم.
۸-آیا جوان پسند بودن و عام پسند بودن سبک ها توجیهی برای استفاده از آنهاست؟
من با توجه به حفظ حرمت ائمه اطهار سبکهایم را ارائه میدهم و به دنبال این نیستم که مردم بپسندند یا
نپسندند.
۹-مرجع بزرگوار تقلید شما کیست؟
در مسائل سیاسی از رهبر عظیم الشان انقلاب تقلید میکنم و در مسائل شرعی به حضرت آیت الله بهجت
مراجعه میکنم.
۱۰-چرا بیشتر مداحان از اهل بیت بیشتر از خدا یاد میکنند در حالی که خود اهل بیت بر این امر که خدا را
بیشتر یاد کنید تاکید دارند؟
خداوند در درجه اول وچون ائمه واسطه ای هستند بین خداوند و انسان از ائمه بیشتریاد میشود
۱۱-تفکر شما نسبت به سید جواد ذاکر چگونه است؟
مداحی با اخلاص و نوکری دلسوخته که ان شاءالله روحش با ائمه محشور شود
۱۲-آیا خاطره ای از مرحوم ذاکر دارید؟
برای من جالب بود که وقتی برای اولین بار ایشون رو دیدم واز ولایت فقیه از ایشان سوال کردم ایشان برخلاف
گفته بعضی ها از ولایت فقیه حمایت کرد و گفت اگر ایشان نبود روضه های امام حسین(ع) کمرنگ میشد و
من متوجه شدم که ایشان علاقه زیادی به مقام معظم رهبری دارد وخیلی از خاطرات دیگر که گفتنی نیست
۱۳-برخی ها میگویندبین شماو آقای حمیدرضا علیمی اختلافاتی وجود دارد.اگر ممکن است توضیح دهید
خیر آقای علیمی از دوستان صمیمی من هستند
۱۴- با کدام یک از مداحان رفاقت و صمیمت بیشتری دارید؟
با اکثر مداحان
۱۵-آیا در قبال مداحی پولی دریافت میکنید؟
بله،باتوجه به روایات و احادیث هرچقدر که مولا کرم کند میپذیرم مبلغی را طی نمیکنم چون امام صادق(ع)
فرموده اند:کسانی که از راه ما پول درمی آورند دچار فقر میشوند
۱۶-محل سکونت شما در کدام منطقه است؟
منطقه ۱۰ تهران
۱۷-آیا شاغل هستید؟اگر بله،مشغول چه کاری هستید؟
بله شاغل هستم ولی بگذارید این که مشغول چه کاری هستم را پاسخ ندهم.همینقدر که اطلاع داشته
باشید شاغل هستم کافیست
۱۸-استاد شما در مداحی چه کسی است و الگوی شما در مدیحه سرایی کیست؟
در مداحی مرحوم نادعلی کربلایی و محمدرضا مقدم اساتید بنده بودند و الگوی من نیز شهید غلامعلی رجبی
است
۱۹-معنای توکل و توسل از نظر جواد مقدم؟
چشیدنی است،نه گفتنی
۲۰-شما خودتان را آدم موجهی میدانید؟
باید از اطرافیان سؤال کنید
۲۱- نظرتان را پیرامون ولایت فقیه بفرمایید؟
مردی بزرگوار که به ایشان ارادت خاصی دارم و از خداوند متعال سلامتی و توفیق روز افزون ایشان را خواستارم
۲۲-آیا کتاب میخوانید؟چه نوع کتاب هایی؟
بله کتاب های شعر و مقاتل واگر فرصتی دست داد کتابهای اخلاقی
۲۳-چرا شما را برای مدیحه سرایی به بیت رهبری دعوت نمیکنند؟
دعوت شده ام اما به دلیل اینکه خود را کوچکتر از آن میدانم که در محضر ایشان به مدیحه سرایی بپردازم
با کمال ادب و احترام از محضر ایشان عذر خواهی کردم
۲۴-نمیترسید که مشکلاتی همچون مشکلات جناب هلالی دامن گیر شما نیز شود؟

خیر چون خود را به دست امام حسین(ع) سپرده ام
۲۵-اولین کلمه ای که در مورد اسامی زیر به ذهنتون میرسد رو بیان کنید؟
سید جواد ذاکر:عاشقی دلسوخته
رضا قصاب:پیر غلام
حاج منصور ارضی:استاد و استوره مداحی
سید علی خامنه ای:نایب امام زمان و رهبری مظلوم
محمود احمدی نژاد:مردی باتعصب و خدمتگزار و دلسوز مردم

بنده در سال 1370ازدواج نمودهام و دارای دو فرزند می باشم، پسرم11سال و دخترم 4 ساله میباشد در خصوص خانواده پدری نیز پدرم در سال 1361 درعملیات فتحالمبین در دشت عباس مفقودالاثر شدهاند و برادرم ابوالفضل کریمی نیز در کربلای 5 شلمچه در سال 65 به درجه رفیع شهادت نائل آمدهاند. دارای سه برادر به نامهای احمد، محمد و حسین میباشم
حاج مهدی در سال 69 به سمت طلبگی و سربازی امام زمان آمد، دوستان او میدانند كه تقریباً خوب و حرفهای میخواند، او معتقد است باید از تقلید شروع كرد، تا صدا كمكم شكل بگیرد.
پراكنده گوش دادن به شكلگیری صدا لطمه میزند. باید همخوانی صدا در تقلید رعایت شود. مقامها و اوج و فرودها، تحریرها و كشیدگیها از موارد تقلید است، در محتوا هم شیوهای ارایهی شعر و پرورش آن به سبك مجلسداری و آداب و فنون را باید آموخت. او دربارهی ذوق «سبكسازی» و مداحیاش میگوید:
اعتقادم این است كه مداحی ذوق صرف است مثل شعر گفتن؛ به قول معروف، باید در خون شخص باشد و خمیرمایهاش اكتسابی نیست؛ بلكه میتوان به مرور زمان رشدش داد.
یادم هست هنگامی كه آیتا... صدوقی شهید شد، به یزد رفتیم؛ شعری را خواندم كه هنوز سبكش یادم هست، سبك آن را خودم ساختم؛ آن موقع 12 سال داشتم.
ای شهیدان سر برآرید از تراب
روی زیبا را نمیزیبد به حجاب
هان به پا خیزید وقت خواب نیست
زیر گِل منزلگه مهتاب نیست

- مرجع بزرگوار تقلید شما کیست؟
گل: این مهاجم انگلیسی در توئیتر اعلام کرد که از کچلی در سن ۲۵ سالگی خسته شده و از همین رو به کلینیک کاشت موی خیابان هارلی لندن رفت تا مو بکارد.
خود او در این رابطه گفت:« من در سن ۲۵ سالگی دارم کچل می شوم.چرا نباید این کار را بکنم؟ کسی ژل موی خوبی سراغ دارد تا به من معرفی کند؟»
کالین همسر رونی هم یکی از افرادی بود که کاشت مو را به رونی تبریک گفت و اعلام کرد که هیچ حرفی در این رابطه ندارد:« وین کار کاشت مویش را تمام کرد. این تصمیم خودش بود و اینطور که خیلی ها می گویند، از او نخواستم تا این کار را بکند. از این کار راضی هستم و قیافه اش فوق العاده خواهد شد.»
ریو فردیناند، ستاره منچستریونایتد هم به وین رونی تبریک گفت.


فرض میکنیم شخصی طبق برنامهای منظم و دقیق، باید هر روز نیم صفحه حفظ کند. وی ابتدا باید مقدار معین شده (نیم صفحه) را چندین بار با دقت تمام و همراه با تأنی تلاوت کند.
آنان که با فن قرائت قرآن به روش تحقیق با تجوید و لحن زیبا آشنایی دارند، میتوانند کل آیات نیم صفحه را چند بار با دقت و تعمق بر روی تک تک کلمات تلاوت کنند؛ زیرا این کار علاوه بر آنکه مانع حفظ کردن کلمات و حرکات به صورت غلط میشود، باعث آشنایی اجمالی با آیات مورد نظر نیز خواهد شد.
از آنجا که حفظ کردن چیزی نیست، جز دقت و تأمل قابل توجه بر روی تکتک کلمات و حروف و استقرار آنها در ذهن، پس برای حفظ هر آیه باید آن را چندین بار و هر بار با توجه تمام به هر حرف و کلمه موجود در آن تلاوت کرد. تعداد تکرار هر آیه نیز بستگی به قدرت حافظه فرد و نیز سخت یا آسان بودن آیه دارد.
بعضی با سه بار خواندن یک آیه متوسط، آن را حفظ میکنند و بعضی نیاز به تکرار و تمرین بیشتر دارند.
پس با چند بار خواندن آیه ـ به قصد حفظ کردن و همراه با توجه و تأمل کافی نه فقط خواندن معمولی ـ مقدار زیادی از کلمات آن در ذهن جای میگیرد، اما هنوز آیه مزبور کاملاً در ذهن جای نگرفته است.
مقدمات حفظ
برای شروع حفظ قرآن نکاتی وجود دارد که مقدمات معنوی و اوّلیه به شمار میروند و توجه به آنها از اهمیت زیادی برخوردار است.
این نکات به شرح زیر است:
1. نیت ارزش هر عمل صالحی را چگونگی نیت در آن عمل تعیین میکند: «إنما الأعمال بالنیات1» . ارزش و اهمیت داشتن نیتی خالص و پاک، کاملاً روشن است. البته نباید کار به وسواس بکشد و توجه به شبهات انسان را از حفظ آیات نورانی کلام وحی باز ندارد و همین که توجه داشته باشد، قرآن را جز برای تقرب به درگاه الهی حفظ نمیکند، کافی است.
2. انگیزه در حفظ قرآن انگیزههای مادی، ناتواناند که انسان را به سرمنزل مقصود برسانند، اما انگیزههای معنوی میتوانند به شخص نیرو و انرژی و روحیهای خستگیناپذیر دهند؛ انگیزههایی چون: توجه به فضیلت حفظ و حافظ قران که در روایات بارها بیان شده است، لذت از انس و الفت همیشگی با کلام خدا و درک مقامات عالی اخروی.
3. عزم و اراده بسیج همه نیروها و تواناییها در تحقق بخشیدن به امری را عزم گویند. داشتن عزمی راسخ و ارادهای محکم در رسیدن به مقصود در وادی حفظ قرآن ضروری است.
4. توکل و دعا موفقیت در هر امری منوط به لطف و تفضل الهی است. پس بعد از آنکه فرد عزم خود را جزم کرد، باید بر خداوند متعال توکل کند: فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ آلعمران/159.
دعا نیز در کسب عنایات خداوندی بسیار مؤثر است. شایسته است هر روز قبل از شروع به امر مقدس حفظ قرآن، دعاهای مربوط به حفظ (که در جلد چهارم اصول کافی باب «الدعا فی حفظ القرآن» ذکر شده است)، خوانده شود.

5. تمرکز حواس در موقع حفظ قرآن، باید تمام همّ و غمّ حفظ آیات باشد، نه چیز دیگر، و به هیچ چیزی جز آیاتی که دارد حفظ میکند، نیندیشد. این امر ممکن است در ابتدا قدری سخت باشد، اما با تمرین و ممارست و دقت و توجه، به دست خواهد آمد.
برخی عوامل ممکن است باعث پراکندگی حواس شود؛ مثل سرما، گرما، گرسنگی، تشنگی، خشم، خوشحالی مفرط، قرار و وعدهای که نزدیک است خلف وعده شود، منتظر بودن و ... در این حالات شخص به خوبی نمیتواند بر روی یک موضوع (حفظ قرآن) تمرکز داشته باشد، خصوصاً بعد از فعالیتهای سنگین ذهنی که ناشی از اشتغالات تحصیلی یا علمی است، نباید سریعاً به حفظ قرآن پرداخت، بلکه باید کمی استراحت کرد تا سلولهای مغز برای بازیابی قدرت خود فرصت یابند.
در محیط هم عواملی مثل سر و صدا، آلودگی هوا و ... مانع تمرکز میشود و سالم بودن هوا و داشتن اکسیژن کافی، فعالیت بهتر ذهن و مغز را در پی دارد. خواب کافی هم نقش مؤثری در ایجاد تمرکز حواس دارد. هرچند نباید حفظ را منحصر به زمانی خاص کرد ـ یعنی انسان باید از تمام اوقات خود به صورت بهینه برای حفظ استفاده کند ـ با وجود این صبحگاهان به دلیل وجود اکسیژن بیشتر در هوا، استراحت مغز، آرام بودن محیط و نشاط صبحگاهی از بهترین زمانهای حفظ است.
اینکه گفتیم نباید فقط از یک زمان برای حفظ استفاده کرد، به معنای بینظمی در زمان حفظ نیست؛ بلکه به عنوان مثال اگر شخصی بخواهد روزی 2 ساعت برای حفظ اختصاص دهد، باید آن را به 3 بخش 40 دقیقهای با فاصلههای مناسب در طول شبانهروز تقسیم کند؛ مثلاً 40 دقیقه اول صبح، 40 دقیقه نزدیک ظهر و 40 دقیقه عصر یا شب.
حافظ کوشای قرآن باید سعی کند در هیچ شرایطی برنامه روزانهاش تعطیل نشود، اما اگر یک روز به هر علتی نتوانست در محیط یا ساعت مناسب به حفظ بپردازد، نباید کار حفظ را تعطیل کند و از آنچه در اختیار اوست، کمال استفاده را بنماید.
6. وضو داشتن وضو در تمامی اوقات مستحب است، خصوصاً در هنگام قرائت و حفظ قرآن از اهمیت ویژهای برخوردار است. وضو یکی از عوامل تمرکز حواس است و باطن انسان را نورانی و دل و جان را آماده پذیرش نور قرآن میکند. رو به قبله نشستن در هنگام حفظ هم فضیلت دارد. همچنین نشستن در جهت معین، تمرکز ایجاد میکند.
7. برنامهریزی فرد باید با توجه به میزان توانایی و آمادگی و همچنین با در نظر داشتن مقدار وقتی که برای این کار در اختیار دارد، حد معینی از آیات را مشخص سازد و همه روزه آنها را طبق برنامه زمانی مشخص حفظ میکند. البته باید توجه داشت که فرصت را انسان به وجود میآورد و نباید منتظر به وجود آمدن آن شد.
8. رسمالخط قرآن قرآنی با رسمالخط خوانا و چاپ مرغوب را تهیه کرده، دقت کنید که زمینه صفحات آن سفید نباشد؛ زیرا رنگ سفید بازتاب نور زیادتری را نسبت به سایر رنگها دارد و به مرور باعث خستگی زودرس چشم میشود. میتوانید قرآنی را که تهیه میکنید در 2 اندازه باشد: یکی قرآنی کوچک که بتوانید آن را در بیرون از منزل با خود ببرید، و دیگری قرآنی با قطع وزیری که در منزل از آن استفاده کنید. البته حتماً باید نوع رسمالخط آنها یکی باشد تا باعث اختلاط آیات و صفحات در ذهن نشود.
9. دوست همراه برای حفظ همراه بودن حداقل 2 نفر با یکدیگر در حفظ قرآن باعث ایجاد ثبات و نظم در برنامه میشود و تضمینکننده استمرار و تداوم حفظ قرآن است. این 2 نفر میتوانند در طول هفته با برنامه دقیق، آیاتی را که برای حفظ و مرور مشخص شده، برای یکدیگر بخوانند.
10. جلسات حفظ قرآن استفاده از اشارات و راهنمایی استاد برای تسریع و تسهیل حفظ قرآن بسیار مناسب و پرفایده است.
11. آشنایی با روخوانی قرآن ابتداییترین شرط حفظ قرآن آشنایی با روخوانی و روانخوانی است. حفظ ناصحیح آیات، کند حفظ شدن و ... از آسیبهای عدم تسلط بر روانخوانی قرآن است.
12. شروع حفظ خوب است سورههای کوچک جزء 30 محور شروع حفظ قرآن قرار داده شود. میتوان این سورهها را بهراحتی در نمازهای واجب و مستحب خواند و لذت حفظ آیات را چشید.
همین طور حفظ بر اساس معانی را که باعث تسریع در حفظ میشود، میتوان محور قرار داد و بدین منظور، از قصص قرآن حفظ را شروع کنید. البته پراکنده حفظ کردن مطلوب نیست و آنچه گفتیم، برای شروع حفظ بود و نهایتاً پس از کسب آمادگی، باید از ابتدای قرآن حفظ را ادامه داد.
ابر سیلی
دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود
جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی هیچکس در گوشه ویران به یاد ما نبود
دخترم روزیکه من در خیمه بوسیدم تو را ابر سیلی روی خورشید رخت پیدا نبود
جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب پاسخم جز کعب نی ،جز سیلی اعدا نبود
دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت عمه آیا در کنارت بود بابا ،یا نبود
جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را میزدند ذرهای رحم و مروت در دل آنها نبود
دخترم وقتی عدو میزد تو را برگو مگر حضرت سجاد زینالعابدین آنجا نبود
جان بابا بود، اما دستهایش بسته بود کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود
دخترم آن شب که درصحرافتادی ازنفس مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرانبود
جان بابا من دویدم زجر هم میزد مرا آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود
دخترم من از فراز نی نگاهم با تو بود تو چرا چشمت به نوک نیزه اعدا نبود
جان بابا ابر سیلی دیدهام را بسته بود ورنه از تو لحظهای غافل دلم بابا نبود
دخترم شورها بر شعر میثم دادهایم ورنه در آوای او فریاد عاشورا نبود
جان بابا دست آن افتاده را خواهم گرفت ز آن که او جز ذاکر و مرثیه خوان ما نبود
حضور یک خانم ازنوجانی(سرکار خانم صمدی) فرزند حاج غلامعلي صمدي به عنوان نماینده اتحادیه های دانشجویی (نماينده جنبش عدالت خواه) در برنامه گفتگوی خبری . پنجشنبه 12 آبان 1390 - شبکه دو سیما بعد از خبر 22:30
چند وقت پيش نيز همسر ايشان (آقاي محسن مقصودي) نيز به عنوان كارشناس در برنامه راز شبكه چهار سيما شركت نموده بودند و در خصوص راهكارهاي رفع معظل مسكن كشور گفتگويي را داشتند.
**********************************************
“چرا جمجمه ی سر چند قطعه است؟
چرا موى سر بالاى آن است؟
چرا پیشانى مو ندارد؟
چرا در پیشانى خطوط و چین وجود دارد؟
چرا ابرو بالاى چشم است؟
چرا دو چشم مانند بادام است؟
چرا بینى میان چشم هاست؟
چرا سوراخ بینى در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالاى دهان است؟
چرا مردان ریش دارند؟
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شکن بلند است؟
چرا کف دست ها مو ندارد؟
پرسش و پاسخ خواندنی امام صادق(ع(
سخنان امام صادق(ع) با طبیب هندى درباره ی شگفتی هاى خلقت انسان
ربیع حاجب مى گوید: روزى طبیبی هندى در مجلس منصور کتاب طب مى خواند، در حالى که امام صادق علیه السّلام در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به امام ششم علیه السّلام گفت: دوست دارى از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: نه، زیرا آنچه من مى دانم از دانش تو بهتر است. طبیب پرسید: تو از طب چه مى دانى؟ فرمود: من حرارت را با سردى، و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشکى، و خشکى را با رطوبت درمان مى کنم، و مسأله تندرستى را به خدا وامى گذارم و براى تندرستى دستور پیامبر را به کار مى برم که فرمود: «شکم خانه درد است، و پرهیز درمان هر دردى است، و تن را به آنچه خوى گرفته باید عادت داد».
طبیب گفت: طب جز این چیزى نیست. امام گفت: مى پندارى که من این دستورها را از کتاب هاى بهداشتى یاد گرفته ام؟ گفت: آرى، امام فرمود: من این ها را از خدا فرا گرفته ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ طبیب گفت:البته من. امام علیه السّلام فرمود: اگر این چنین است من از تو سؤالاتى مى پرسم، تو پاسخ بده. گفت: بپرس.
امام صادق(ع) سئوالات زیر را از طبیب هندی پرسیدند:
“چرا جمجمه ی سر چند قطعه است؟
چرا موى سر بالاى آن است؟
چرا پیشانى مو ندارد؟
چرا در پیشانى خطوط و چین وجود دارد؟
چرا ابرو بالاى چشم است؟
چرا دو چشم مانند بادام است؟
چرا بینى میان چشم هاست؟
چرا سوراخ بینى در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالاى دهان است؟
چرا مردان ریش دارند؟
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شکن بلند است؟
چرا کف دست ها مو ندارد؟
چرا ناخن و مو جان ندارند؟
چرا قلب مانند صنوبر است؟
چرا شُش دو تکه است و در جاى خود حرکت می کند؟
چرا کبد(جگر) خمیده است؟
چرا کلیه مثل دانه لوبیاست؟
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا مى گردند؟
چرا گام هاى پا میان تهى است؟ “
طبیب هندی در پاسخ به تمامی سئوالات بالا گفت : نمی دانم.
امام فرمود: من علّت اینها را مى دانم. طبیب گفت: بیان کن.
امام فرمود:
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات از رونمایی و آغاز به کار سومین شبکه موبایل از دوم آذر ماه خبر داد و گفت: سیم کارتهای اپراتور سوم موبایل به قیمت ۱۲۴ هزار و ۸۰۰ تومان و با تعرفه مکالمات دقیقه ای ۸۵ تومان عرضه خواهد شد.
به گزارش خبرنگار مهر، اپراتور سوم تلفن همراه کشور که وابسته به شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی – شستا- است اردیبهشت ماه سال ۸۹ موفق شد بدون سرمایه گذاری خارجی، پروانه بهره برداری از سومین شبکه موبایل در ایران را از آن خود کند که زمان لازم الاجرا شدن پروانه این اپراتور پس از دریافت گواهی عدم تداخل فرکانس از رگولاتوری و پرداخت مبلغ حق الامتیاز اولیه ۳۱ مرداد ماه سال ۸۹ بود و براساس آن تامین تله کام ۹ ماه فرصت داشت که بهره برداری تجاری از این شبکه را آغاز کند.
هم اکنون و براساس اعلام تامین تله کام، شبکه اپراتور سوم تلفن همراه بعد از ۶ ماه تاخیر از زمان بهره برداری در کرج راه اندازی اولیه شده و وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، راه اندازی رسمی و عرضه سیم کارتهای عمومی این اپراتور را از اول آذر ماه وعده داده است.
اجازه فروش عمومی سیم کارت بعد از ارزیابی کیفیت
رضا تقی پور با بیان اینکه اجازه فروش عمومی برای سیم کارتهای اپراتور سوم بعد از ارزیابی کیفیت ارائه می شود خاطرنشان کرد: بعد از تستهای ارزیابی کیفیت، هفته آینده سیم کارتهای اپراتور سوم که نسل سوم ارتباطات سیار خواهد بود وارد بازار می شود.
وی با بیان اینکه تعرفه سیم کارت و مکالمات با این اپراتور ابلاغ شده است اظهار داشت: تفاوت قابل ملاحظه نسل سوم ارتباطات سیار با موبایل های موجود در کشور بحث موبایل مکالمه تصویری است و نیز در کنار این، بسیاری از خدمات با حجم و سرعت بالا ارسال می شود.
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ارسال تصویر، ارسال اطلاعات با حجم بال و استفاده از خدمات بهداشت و درمانی، بانکداری و تجارت و دریافت نقشه و راهنما را از دیگر خدمات ارزش افزوده سیم کارتهای اپراتور سوم عنوان کرد و گفت: سیم کارتهای اپراتور سوم با توجه به بررسی شرایط بازار با قیمت ۱۲۴ هزار و ۸۰۰ تومان وارد بازار می شود.
مکالمه با اپراتور سوم گرانتر از اپراتورهای دیگر
به گزارش مهر، تقی پور با بیان اینکه در حال حاضر اپراتور اول و دوم برای ارائه نسل سوم موبایل با محدودیت پروانه ای مواجه هستند و اپراتور سوم براساس دوره حفاظت تا دو سال می تواند به صورت انحصاری خدمات نسل سوم موبایل را ارائه کند گفت: پس از اتمام دوره حفاظت اپراتور سوم، مجوز فعالیت اپراتورهای دیگر برای ارائه خدمات نسل سوم صادر خواهد شد.
وی قیمت پالس مکالمات با اپراتور سوم را به دلیل بهره گیری از پهنای باند بالاتر گرانتر از پالس مکالمات اپراتورهای اول و دوم اعلام کرد و گفت: پالس مکالمات این اپراتور به صورت ثانیه ای و دقیقه ای بنا به انتخاب مشترک خواهد بود و از آنجایی که نسبت به شبکه اپراتورهای دیگر به مشترکان اپراتور سوم ۶ برابر پهنای باند نسبت به اپراتور اول و دوم تخصیص داده می شود هزینه استفاده از این سیم کارتها متفاوت خواهد بود.
وی با بیان اینکه مشترکان با استفاده از این سیم کارتها می توانند حجم زیادی از اطلاعات را انتقال دهند گفت: هزینه هر پالس مکالمه با موبایل اپراتور سوم حدود ۸۵ تومان برای هر دقیقه خواهد بود که این هزینه به صورت خطی و نسبت به استفاده از پهنای باند افزایش می یابد.
کنترل شدید وزارت ارتباطات در ورود تجهیزات موبایل به کشور
به گزارش مهر، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات عدم اجرای قوانین از سوی شهرداریها در همکاری با اپراتورهای موبایل برای نصب سایتهای BTS را از جمله دلایل کندی توسعه شبکه های موبایل عنوان کرد و گفت: شهرداریها باید مکانهای مناسب را در اختیار اپراتورهای موبایل برای نصب دکل قرار دهند و با وجودی که در این زمینه مصوبه دولت به شهرداریها ابلاغ شده است اما این قانون به صورت کامل اجرا نمی شود به نحوی که حتی در برخی مراکز استانها قوانینی به موازات این قوانین وضع شده است که جلوی پیشرفت کار اپراتورها را می گیرد.
وی با تاکید بر اینکه هیچ ادعایی وجود ندارد که آنتهای BTS هیچگونه عارضه ای نداشته باشند ادامه داد: اما چنانچه این تجهیزات در حد استاندارد باشد قطعا ضرری متوجه انسان نخواهد شد.
تقی پور با بیان اینکه اطراف ما پر از سیگنالهای الکترومغناطیسی است و تمامی افراد در محیط پیرامون خود این امواج را دارند تصریح کرد که وزارت ارتباطات در مورد ورود تجهیزات شبکه موبایل کنترل شدیدی دارد و پس از تست آنها از سوی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی برای تست نهایی این تجهیزات را در اختیار سازمان انرژی اتمی قرار می دهد و در نهایت نیز تمامی تجهیزات نصب شده گواهی تایید پس از آغاز به کار نیز خواهند گرفت.
وی گفت: آنتن های موبایل تنها در فاصله ۱۲۰ سانتیمتری از مرکز دکل ممکن است خطرساز باشد که در این فاصله نیز کسی نمی تواند در کنار آن قرار گیرد.
راه اندازی رومینگ متقابل میان اپراتورهای موبایل داخلی
به گزارش مهر، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات همچنین از تصویب آیین نامه رومینگ متقابل میان اپراتورهای فعال در کشور خبر داد و گفت: با تصویب نهایی این طرح، شبکه اپراتورها در داخل کشور می توانند یکدیگر را پوشش دهند به نحوی که سیم کارت یک اپراتور می تواند در شبکه اپراتور دیگر از طریق رومینگ آنتن دهد.
وی با بیان اینکه این آیین نامه در نوبت تصویب نهایی در کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات است افزود: تعویض اپراتور بدون تغییر شماره مشترک از دیگر طرح هایی است که مقررات آن تصویب شده و در نوبت تصویب نهایی کمیسیون تنظیم مقررات قرار دارد.
تقی پور اجرای این دو طرح را تسهیل امور مشترکان و نیز همکاری متقابل اپراتورها برای سرویس دهی بهتر به مشترکان عنوان کرد و در مورد آخرین وضعیت ورود چهارمین اپراتور به شبکه ارتباطی کشور تاکید کرد که این اپراتور، اپراتور دسترسی به فیبرنوری است که برمبنای شبکه های نسل آینده – NGN – تمامی سرویس های دیتا و صوت و تصویر را در اختیار مشترکان قرار می دهد و اجازه صدور پروانه آن از دولت گرفته شده است.
وی گفت: تدوین پروانه اپراتور چهارم مراحل نهایی خود را طی می کند و بعد از صدور پروانه، مراحل اجرایی آن شروع می شود.
به گزارش مهر، مراسم رونمایی از نام و لوگوی برند اپراتور سوم تلفن همراه کشور که قرار است سیم کارتهای نسل سوم را وارد بازار کند ۳۰ آبان ماه جاری برگزار می شود.
دل من اسیر زندون واسه چشم تو میخونه
همه غربت هارو عشقه توی این عالم مستی
وقتی هیچ کی رو ندارم میدونم بازم تو هستی
زیر این گنبد نیلی هر کسی یه جوری گیره
دل من مثل کبوتر توی دام تو اسیره
یه کبوتر که نمیخواد از تو چنگ تو رها شه
افتخار دل همینه اسم تو ذکر لباشه
آرزوم همیشه اینه دور گنبدت بچرخم
مثل پروانه دیوونه دور شمع تو بگردم
یه روزی دنبال عشقت میرمو بر نمیگردم
غیر کعبه وجودت دور هیچ چیز نمی گردم
آقا بین الحرمینت واسه من مثل بهشته
خدا اسم خوشکلت رو روی قلب من نوشته
اگه من جهنمیم هیچ کسی رو بنده نیستم
میخوام اینو خوب بدونی بدون تو زنده نیستم
اگه من غرق گناهم اگه من غلام سیاهم
من از اون گنبد طلایی دخیل یه کم نگاتم
.
بارالها!مددی کن که همه پاک شویم
دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان
درجوارحرم عشق همه خاک شویم
دیوونه ی عاشقشم تو عشق بین المللی
عشق ابوالفضل در خونه دل ماوا گرفته
صحن و صفا و حرمت ز جنت خدا سره
ضریح شش گوشه اون دل ز دو عالم میبره
عبد حسینم کلب حسینم
ساجد روی مه حسینم
کروکی کرببلا سر راسته والله به حسین
وقتی تو هیات میشینی زود میری بین الحرمین
عشقم حسینه ماهم حسینه
پیر طریق و شاهم حسینه
حسین حسین یا حسین
حسین حسین یا حسین
با مستی و با شور و شین
با ذکر شاه عالمین
هر جا میرم جار میزنم
به من میگن سگ حسین
لیلای من دل مست تو
ای قلب من پا بست تو
فخرم اینه به عالمین
غلاده ام به دسته تو
حسین حسین یا حسین
حسین حسین یا حسین
اگه میخوای اذن دخول باید بری به علقمه
کنار اون صحن و سرا با زنجیر و با یک قمه
ساغر به دستم
سرمست مستم
حسین پرستم
باور نداری باور نداری در کعبه دل بتخانه دارم
از دولت عشق دلی خراب و ویرونه دارم
.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
تاکنون هیچ منبع رسمی علت دقیق مرگ احمد رضایی را اعلام نکرده اما سه احتمال در این باره مطرح شده که بیش از سایر گمانه ها مورد توجه قرار گرفته است.
به گزارش جهان، شهرام گیلآبادی، معاون اطلاع رسانی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، روز یکشنبه اعلام کرد: در حالی كه احمد رضایی، فرزند محسن رضایی، در هتل گلوریای دبی اقامت داشته، به طرز مشكوكی در گذشته است.
او درباره علت این رویداد چیزی نگفت. تاکنون نیز هیچ منبع رسمی علت دقیق مرگ وی را اعلام نکرده اما سه احتمال در این باره مطرح شده که بیش از سایر گمانه ها مورد توجه قرار گرفته است.
برخی از منابع خبری عنوان کرده اند که احمد رضایی در حال انجام فعالیت هایی علیه ضدانقلاب و دادن اطلاعات به نهادهای داخل کشور بوده است. وی حتی در ماه های اخیر به خانواده اش گفته است که احتمال خطر برایش وجود دارد.
مدافعان این احتمال که قویترین گمانه هم هست معتقدند نگاه ها بیش از همه باید به ضدانقلاب و دشمنان نظام باشد.
برخی دیگر عنوان کرده اند که احمد رضایی در عرصه تجارت و اقتصاد فعال بوده و در جریان پیچ و خم های این عرصه گیر کرده و بدست اراذل و اوباش به قتل رسیده است.
در حالی كه احمد رضایی، فرزند محسن رضایی، در هتل گلوریای دبی اقامت داشته، به طرز مشكوكی در گذشته است.
فرض سوم که تاکنون تنها در رسانه های بیگانه مطرح شده، "خودکشی" احمد رضایی است. به عنوان نمونه بی بی سی به نقل از برخی منابع، علت حادثه را "احتمالا خودکشی" توصیف کرده است.
در همین حال، پایگاه اطلاعرسانی محسن رضایی اعلام کرده است: طبق اطلاعات واصله، با وجود اینکه احمد رضایی با هتل قرارداد داشته و مسئولین هتل میبایست هر روز اتاق را نظافت می کردند، اما جنازه وی سه روز کف اتاق بوده است.
یکی از اعضای پلیس دوبی نیز که در محل حادثه حضور پیدا کرده، گفته است که پس از حضور در اتاق محل حادثه، جسد احمد رضایی در کف اتاق افتاده بوده و یک جلد قرآن و پارچهای که مزین به اسماء الهی بوده در کنار وی افتاده بود که در تحقیقات نیز به آن اشاره شده است.
به نوشته تابناک، سایت متعلق به محسن رضایی، "برخی از اعضای خانواده وی برای انتقال جسد احمد رضایی به دوبی سفر کردهاند که انتظار میرود با انتقال احمد رضایی و بررسیهای دقیق توسط مراجع ذیربط علت مرگ مرحوم احمد رضایی مشخص شود. اما با توجه به وضع کاملا سالم جسمانی احمد رضایی، مرگ وی کاملا مشکوک به نظر میرسد."
هتل گلوریای امارات دارای 1010 اتاق و 41 طبقه است. این هتل در سی کیلومتری فرودگاه بینالمللی دوبی است و بنا بر گفته مسئولان هتل، پنج دقیقه با مترو و یک دقیقه تا ایستگاه اتوبوس شهری دوبی فاصله دارد.
حاج سید احمد رشتی می فرماید: « در سال 1280، به قصد حج بیت الله الحرام از رشت به تبریز آمدم و در خانه حاج صفرعلی تاجر تبریزی منزل کردم؛ اما چون قافله ای نبود، متحیر ماندم تا آن که حاج جبار جلودار سدهی اصفهانی برای طرابوزن (از شهرهای ترکیه) بار برداشت.
من هم به تنهایی از او حیوانی کرایه کرده و رفتم. وقتی به منزل اول رسیدیم، سه نفر دیگر به تشویق حاج صفرعلی به من ملحق شدند: یکی حاج ملا باقر تبریزی، دیگری حاج سید حسین تاجر تبریزی و سومی حاجی علی نام داشت که خدمت می کرد که به اتفاق روانه شدیم. به ارزنة الروم ( شهری تجاری و صنعتی در شرق ترکیه ) رسیدیم و از آن جا عازم طرابوزن شدیم.
در یکی از منازل بین این دو شهر، حاج جبار جلودار آمد و گفت: منزلی که فردا در پیش داریم مخوف است امشب زودتر حرکت کنید که به همراه قافله باشید. این مطلب را به خاطر آن می گفت که ما در سایر منازل، غالباً با فاصله ای پشت سر قافله راه می رفتیم. لذا حدود سه ساعت پیش از اذان صبح، حرکت کردیم. حدود نیم فرسخ از منزل خود دور شده بودیم که ناگاه هوا دگرگون شد و برف باریدن گرفت به طوری که هر کدام از رفقا، سر خود را پوشاندند و به سرعت رفتند؛ اما من هر قدر تلاش کردم نتوانستم به آنها برسم و در آن جا تنها ماندم.
از اسب پیاده شدم و در کنار راه نشستم. خیلی مضطرب بودم؛ چون حدود ششصد تومان برای مخارج سفر همراه داشتم و ممکن بود راهزن یا دزدی پیدا شود و مرا به خاطر آنها از بین ببرد. بعد از تأمل و تفکر، با خود گفتم: تا صبح همین جا می مانم بعد به منزل قبلی برگشته، چند محافظ همراه خود می آورم و به قافله ملحق می شوم.
در همان حال ناگاه باغی مقابل خود دیدم و در آن باغ باغبانی که در دست بیلی داشت، مشاهده می شد. او بر درختها می زد که برف آنها بریزد. پیش آمد و نزدیک من ایستاد و فرمود: تو کیستی؟
عرض کردم: رفقایم رفته و من مانده و راه را گم کرده ام.
فرمود: نافله شب بخوان تا راه را پیدا کنی.
مشغول نافله شب شدم. بعد از تهجد (نماز شب)، دوباره آمد و فرمود: نرفتی؟
گفتم: والله، راه را بلد نیستم.
فرمود: جامعه ( زیارت جامعه کبیره – مفاتیح الجنان ) بخوان تا راه را پیدا کنی.
من جامعه را از حفظ نداشتم و الان هم از حفظ نیستم با آن مکرر به زیارت عتبات مشرف شده ام. از جای برخاستم و زیارت جامعه را از حفظ خواندم.
باز آن شخص آمد و فرمود: نرفتی؟ بی اختیار گریه ام گرفت و گفتم: همین جا هستم چون راه را بلد نیستم. فرمود عاشورا بخوان. من زیارت عاشورا را از حفظ نداشتم و الان هم حفظ نیستم در عین حال برخواستم و مشغول زیارت عاشورا از حفظ شدم، و تمام لعن و سلام ها و دعای علقمه را خواندم.
دیدم باز آمد و فرمود: نرفتی؟
گفتم: نه، تا صبح همین جا هستم. فرمود: الان تو را به قافله می رسانم. ایشان رفت و بر الاغی سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و آمد. فرمود: پشت سر من بر الاغم سوار شو.
سوار شدم و اسب خود را کشیدم اما حیوان حرکت نکرد.
فرمود: دهنه اسب را به من بده.
ایشان بیل را به دوش چپ گذاشت و عنان اسب را با دست راست گرفت و به راه افتاد و اسب کاملاً آرام می آمد و ایشان را اطاعت می نمود بعد آن بزرگوار دست خود را بر زانوی من گذاشت و فرمود:
شما چرا نافله نمی خوانید؟ نافله، نافله، نافله.
باز فرمود: شما چرا عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا.
بعد فرمود: شما چرا جامعه نمی خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه.
در زمان طی مسافت، مسیری دایره ای را پیمودیم ناگاه برگشت و فرمود: اینها رفقای شما هستند.
دیدم رفقا کنار نهر آبی پیاده شده، مشغول وضو برای نماز صبح بودند.
از الاغ پیاده شدم تا سوار اسب خود شوم، نتوانستم. آن جناب پیاده شد و بیل را در برف فرو کرد و مرا سوار نمود و سر اسب را به سمت رفقا برگرداند. من در آن حال به فکر افتادم این شخص که بود که به زبان فارسی صحبت می کرد در حالی که این طرفها زبانی جز ترکی و مذهبی جز مذهب عیسوی وجود ندارد! تازه چطور به این سرعت مرا به رفقای خود رسانید.
به خاطر همین فکرها پشت سرم را نگاه کردم؛ اما کسی را ندیدم و از ایشان اثری نیافتم. و بعد از این جریان به رفقای خود ملحق شدم. »

اوباما باید رویکرد اصلی خود را در پیش گرفته و در مورد امكان هرگونه گفتگو و توافق ایران را بیازماید. تعامل با ایران، ایجاد نوعی نظارت بر برنامه هستهای این كشور و یافتن زمینههای منافع مشترک (مانند افغانستان) همه اهداف مهمی محسوب میشوند.
طي هفته گذشته تعدادي از نمايندگان مجلس در اعتراض به عدمطرح سؤال از رئيسجمهور تهديد به استعفا كردند.
آنها معتقدند هيأت رئيسه در اين زمينه تخلف كرده است و بايد طرح سؤال را جدي ميگرفت.
مهمترين درخواست آنها اين است كه دولت توضيح دهد درآمدهاي حاصل از هدفمندسازي يارانهها كجا مصرف شده است.
عليرضا سليمي نماينده مردم دليجان و محلات كه به تازگي بهعنوان رئيس مجمع نمايندگان استان مركزي انتخاب شده است اينگونه برخوردهاي نمايندگان را ابزاري براي كسب امتيازات سياسيشان ميداند و معتقد است كه اين نمايندگان بيشتر بهدنبال امتيازخواهي هستند تا پيگيري نظارت بر كار دولت.
براي اطلاع دقيقتر از نظرات عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفتوگوي نشريه وقايع استان با وي را دنبال كنيد. برخي از نمايندگان در اعتراض به عدم طرح سؤال از رئيس جمهور، در صحن علني تهديد به استعفا كردند. نظر شما درباره اين طرح و عواقب آن چيست؟
نمايندگان مجلس دو وظيفه قانونگذاري و نظارت را دارند.
نظارت كه يكي از ابزارهاي در اختيار مجلس است، سازوكارهايي دارد مثل متذكر به سوال و دعوت از وزرا براي پيگيري امور آنها و يا استيضاحشان و همچنين سؤال از رئيسجمهور و حتي بالاتر از آن عزل وي توسط مجلس.
اما رسم بر اين است كه از ابتداي امر هيچگاه سراغ آخرين راهحل نميرويم. هنگامي كه سازوكارهاي ديگر وجود دارد نبايد آخرين راهحل را عملي كرد.
نظارت نمايندگان نبايد از نوع مچگيري، انتقامجويي و يا مانعتراشي باشد در ارتباط با طرح سؤال از رئيس جمهور افرادي كه سؤال از وي را مطرح كردند بناي جدي ندارند و عمدتاً دنبال امتيازخواهي هستند. اين راهاندازي هياهوهاي سياسي نشانگر امتيازخواهي و امتيازگيري آنان است.
سؤال از رئيس جمهور هرگز يك تابو نيست. اما اينكه چگونه از اين مسئله استفاده ابزاري ميشود و براي كسب امتيازات ويژه سياسي اصلا قابل قبول نيست.
در كل بايد اين بحث در يك فضاي عقلانيتر و منطقيتر و با توجه به مسائل جهاني و منطقهاي دنبال شود. و از زواياي بسته نبايد به آن نگريست و آن را دنبال كرد.
دلايل مخالفت نمايندگان مجلس با اولويت بررسي لايحه اصلاح جدول حوزههاي انتخابيه و افزايش تعداد نمايندگان چيست؟
اين مسئله دلايل خاص خود را دارد. اصلاح جدول حوزههاي انتخابيه عادلانه نبود و اعمال نظرهاي زيادي در آنصورت گرفت كه سبب ميشد حقوق بعضي استانها نظير استان مركزي ناديده گرفته شود.
استان ما با وجود دارا بودن شاخصهاي جمعيتي و جغرافيايي مدنظر اين ظرفيت را داشت كه تعداد نمايندگان آن افزايش پيدا كند، اما متأسفانه با اين اولويت در استان مخالفت شد.
تهديدات عربستان در قبال ايران و حمايت كشورهاي غربي و آمريكا از اين موضوع را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اين روزها شاهد آن هستيم كه سعوديها هم تبديل به مهرههاي دست چندم امريكا و اسرائيل در منطقه شدهاند. مهرههايي كه فاقد اراده اخذ تصميمات مستقل براي مسائل خود هستند و كاملا هماهنگ با امريكا نقشآفريني ميكنند. عربستان اراده سياسي جدي ندارد و عاجز از آن است كه به مسائل واقعي بنگرد، در واقع توان واقعنگري از او گرفته شده است. حكومت ديكتاتوري بر آن حاكم است كه هيچگونه انتخاباتي در آنصورت نميگيرد. فرزندان آل مسعود هم كه يكي پس از ديگري نزديك به يك قرن مقدرات مردم را تعيين كردهاند مردم هم متعاقبا از اين همه فشار ناراضياند و مخالفت ميكنند. حكومت هم با تانك و توپ صدايشان را خفه ميكند بهوجود آمدن نهضت بيداري اسلامي در منطقه و نقشآفريني رژيم آلسعود براي خاموش كردن اين موج نمونه بارز اين سركوبها و خفقانهاست از طريقي ديگر در آمريكا نيز شاهد بحرانهايي چون جنبش وال استريت و شكست نظام سرمايهداري هستيم كه به وضوح نشان دهنده افول ابرقدرتي امريكا در جايجاي دنياست.
حال امروز عربستان با سرپوش گذاشتن بر مسائل داخلي خود و بهعنوان ناجي امريكا كه نفسهاي آخر را ميكشد با طرح اين سناريوي عوامفريبانه به ميدان عمل وارد شد سناريويي كه توسط سازمان سيا، سازمان امنيتي آل سعود و رژيم صهيونيسم ساخته شد.
ما به سعوديها توصيه ميكنيم بهجاي اينكه وارد بازيهاي غيرواقعي شوند به خواستههاي مردم كشورشان و مشكلات دروني آل سعود رسيدگي كنند. آنوقت خواهند ديد كه فضا چقدر متفاوت ميشود.
با توجه به بيانات رهبر انقلاب در كرمانشاه درباره احتمال تغيير شيوه انتخاب رئيسجمهور، بهنظر مجلس و نمايندگان منظور دقيق ايشان چه بوده است؟
من معتقدم كه شيوه انتخاب رئيسجمهور در ايران يكي از بهترين شيوههاي انتخاباتي در دنياست و بسيار مترقيتر از شيوههاي انتخابي حتي در آمريكاست كه مردم نميتوانند بهطور مستقيم نماينده خود را انتخاب كنند و احتمال هرگونه انحراف در انتخاباتشان وجود دارد كماكان كه در انتخاب بوش اين اتفاق افتاد.
براي تغيير اين شيوه بايد به سراغ تغييراتي در قانون اساسي رفت و آن هم به اذن رهبري و مجلس خبرگان است كه بايد به همهپرسي گذاشته شود.
اما اينكه براي اين تغيير اساسي، كاري آغاز شده است يا خير بنده اطلاعي ندارم ولي به نظر ميرسد كه امكان عقلي براي تغيير هست ولي امكان وقوع كمتري براي آن ديده ميشود.
با توجه به نياز كشور به بيش از 3 ميليون واحد مسكوني براساس ميزان ازدواج در كشور، به نظر ميرسد از نظر مسكن كشور در حال حركت به سمت فقر است و اين برخلاف وعدههاي دولت است چه راهكارهايي براي طرح اين معضل بايد انديشيده شود؟
نميتوان چنين ادعا كرد كه مسكن مهر به تنهايي توانسته از همه متقاضيان رفع نياز كند و يا در همه شهرها خوب عمل كند اما اين واقعيت را هم نميتوان كتمان كرد كه اين طرح آرامش زيادي براي خانوارها در كشور فراهم كرده و تا اندازه زيادي توانسته تقاضاي متقاضيان را برطرف كند. اما به تلاش بيشتري نياز است و بايد كارهاي بيشتري صورت گيرد. مسئولين موظفند بحث مشكل مسكن را براي هميشه در سبد خانوار از بين ببرند و اين امكان را فراهم كنند تا خانوارها بتوانند حداقل در يك فضاي آرام زندگي كنند.
آيا مصوبه دولت درباره ممنوعيت ورود كالاهاي داراي مشابه داخلي براي شركتها و دستگاههاي دولتي مورد تأييد مجلس قرار ميگيرد؟
اميدوارم كه اينچنين باشد دستگاههاي دولتي بايد نسبت به عدممصرف كالاهاي وارداتي بهصورت جدي وارد عمل شوند.
مشكل اساسي كشور ما بيكاري است. وقتي كالاي خارجي مشابه داخلي مصرف ميشود يعني افراد در سنين اشتغال بيكار ميشوند و اين يعني ركود اقتصادي. حال اگر ميخواهيم دچار ركود نباشيم و هيولاي بيكاري بيش از اين چنگ بر جوانان نيندازد و آنها را تهديد نكند و بتوانيم در عرصه رقابتهاي اقتصادي جهاني بهعنوان يكي از كشورهاي مهم فعاليت كنيم بايد نسبت به توليد ناخالص داخلي توجه جديتر داشته باشيم. تنها راهكارش هم ايجاد رونق توسط رونقبخشي به توليدات توليدكنندگان داخلي است.
فرهنگ مصرفگرايي لوازم خارجي هر روز بيشتر و بيشتر تار و پود اقتصادي كشور را ميخورد.
ارزيابي من اين است كه بايد آييننامهاي در نظر گرفته شود مبني بر نهادينه كردن مصرف كالاهاي داخلي تا كمكم بتوانيم كارخانههاي داخلي را از ورشكستگي نجات دهيم و رشد اقتصادي داشته باشيم.
با نهادينه كردن اين فرهنگ مصرف و حركتهاي جهادگونه در اين راه انشاءالله روزبهروز شاهد رشد و رونق اقتصادي بيشتري در سال جهاد اقتصادي خواهيم بود.
مقایسه
کشف حجاب بازیگر سینما ایران مینا لاکانی در صدای آمریکا
درسمت راست عکس شهیده مروه شربینی(مصر) که دردفاع ازحجاب خود درآلمان باهجده ضربه چاقو ودرحالی که باردار بود ودرمنظرفرزندکوجکش به شهادت رسید...
شبکه صدای آمریکا بازهم در پخش زنده خود، یک بازیگر دیگر را بدون حجاب به نمایش گذاشت.
براساس این گزارش، مینا لاکانی، بازیگرسینما و تئاتر در برنامه شباهنگ صدای آمریکا بدون، حجاب حاضر شده تا اهداف این شبکه ضد ایرانی را تامین کند.
وی در مصاحبه با این شبکه خود را مبرا از حزب بازی خواند ولی مدعی شد به خاطر همبستگی با مردم، از ایران خارج شده است.
لاکانی در این مصاحبه عدم حضورش در صدا وسیما را نه ضعف بازیگری و نامناسب بودن برای نقش، بلکه سیاسی خوانده و تصورات ذهنی مبنی برتماس های مشکوک را مطرح کرد.
یاد آور می شود، مینا لاکانی در سال ۱۳۴۸ درتهران متولد شد و با بازی در تئاتر هملت به کارگردانی دکتر قطب الدین صادقی وارد عرصه ی بازیگری شد. پس از آن با فیلم «پرواز را به خاطر بسپار» به کارگردانی حمید رخشانی اولین تجربه ی سینمائی خود را پشت سر گذاشت، با فیلم «روز فرشته» به کارگردانی بهروز افخمی حضور خود را در سینما تثبیت نمود. لاکانی با بازی در فیلم «دیدار» به کارگردانی محمدرضا هنرمند توانست سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن را از سیزدهمین جشنواره ی فیلم فجر دریافت کند. بعدها او در فیلم های مختلف سینمائی به ایفای نقش پرداخت و حضور در تلویزیون را با سریال «همسفران» و فیلم تلویزیونی «پریماه» تجربه کرد. ایفای نقش در تله تئاترهای «کسب و کارهای آقای فابریزی» و «در پوست شیر» قسمتی دیگر از فعالیت های تلویزیونی لاکانی را شامل می شود.
گفتنی است، پیش از این هم شبکه صدای آمریکا در برنامه خود با نوعی روانشناسی، فریبا داودی مهاجر را مجبور کرد تا روسری را از سر خود بردارد
آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا
من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم سرم و بجای گنبد روی خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا
اونجا هرکی می پره طائر افلاکی می شه اینجا هرکی می پره بال و پرش خاکی می شهخاکها می ذارم
اونجا خادما با زائر آقا مهربونن اینجا زائرا رو از کنار قبرها می رونن
( تو که هر شب می سوزه چلچراغا دور و برت به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت (منظور حضرت فاطمه زهرا س
کی میگه که تو غریبی غریب عاشق نداره روز و شب این همه عاشق رو خاکت سر می ذاره
غریب اونه تو بقیع شمع و چراغی نداره نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره
[
اگه حال كردي نظربده
چقدر خنـده داره كه...
يك ساعت خلوت با خدا دير و طاقت فرساست ولي 90 دقيقه بازي فوتبال مثل باد ميگذره
چقدر خنده داره كه...
صد هزار تومان كمك در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه اما وقتي با همون پول ميريم خريد، مبلغ ناچيزيه...
چقدر خنده داره كه...
يك ساعت عبادت در مسجد طولاني به نظر مياد اما يكساعت فيلم ديدن به سرعت ميگذره
چقدر خنده داره كه...
وقتي مي خوايم عبادت و دعا كنيم، چيزي يادمون نمي آد كه بگيم ، اما وقتي مي خوايم با دوستمون حرف بزنيم هيچ مشكلي نداريم.
چقدر خنده داره كه ...
خوندن يك صفحه و يا بخشي از قرآن سخته، اما خوندن صد سطر از پرفروش ترين كتاب رمان دنيا آسونه.
چقدر خنده داره كه...
براي عبادت و كارهاي مذهبي وقت كافي در برنامه روزمره پيدا نمي كنيم اما بقيه برنامه ها رو سعي مي كنيم تا آخرين لحظه هم كه شده انجام دهيم.
چقدر خنده داره كه ...
شايعات روزنامه ها رو به راحتي باور مي كنيم ، اما سخنان قرآن رو به سختي باور مي كنيم.
چقدر خنده داره كه...
همه مردم مي خوان بدون اينكه به چيزي اعتقاد داشته باشند و يا كاري در راه خدا انجام بدند به بهشت بروند.
چقدر خنده داره .......اينطور نيست ؟
داريد مي خنديد ؟ ..........داريد فكر ميكنيد ؟
اين حرف ها رو به گوش بقيه هم برسونيد و از خداوند سپاسگزار باشيم كه او خداي دوست داشتني است
آيا خنده دار نيست كه وقتي مي خوايم اين حرف ها رو به بقيه بزنيم خيلي ها رو از ليست پاك مي كنيم. چون مطمئنيم كه به چيزي اعتقاد ندارند.
ازنوجان یکی از روستاهای شهرستان خمین است .
این روستا روزی ۴۰۰ خانوار جمعیت داشت . اکنون اکثر ساکنین این روستا به شهرستانهای خمین و محلات مهاجرت نموده اند . ولی در ایام خاص سال مانند عید نوروز - تاسوعا ، عاشورا و ... همه به این روستا باز می گردند .
اکثر جوانان این روستا ، در پستهای کلیدی کشور مشغول به کار می باشند . از دفتر ریاست جمهوری گرفته تا راه آهن، مترو، وزارت کشور، وزارت اطلاعات، وزارت نیرو، وزارت صنایع و معادن، بانک مرکزی و ...
مراسم عزاداری روزهای تاسوعا و عاشورای این روستا در سطح استان مرکزی زبانزد خاص و عام است. در روزهای تاسوعا و عاشور از اکثر روستاهای اطراف برای شرکت در مراسم عزاداری سالار شهیدان به این روستا می آیند .
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.
یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !
.
.
.
مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !
.
.
.
به یارو میگم حاجی, بزن تو دنده من هول میدم روشن شه.
میگه بزنم ۲ ؟ پَـــ نَ پَـــ بزن ۳فوتبال داره !
.
.
.
رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین،
میگه بال مرغ؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم !
.
.
.
اس ام اس جدید پـ نه پـ
پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !
.
.
.
مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟
گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم !
.
.
.
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!
.
.
.
سر سفره عقد ، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟
عروس: پـَـ نـَـ پـَـ متهمی !
.
.
.
به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟!!! میگه واجبه ؟!
پ ن پس مستحبه !!
.
.
.
همسایمون عروسی داشتن
دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.دوستم گفت عروسیه؟
پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !
.
.
.
رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟!
میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!
.
.
.
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم ,اومدم خودمو معرفی کنم!
.
.
.
رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟
پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟از کارت راضی هستی یا نه !
.
.
.
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته،
برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب میپرسه
قاسم تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسید من دیلیوریشم…
.
.
.
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود
کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد… !
.
.
.
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیروایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَپَــــ… گربه اس باباش
مرده ریش گذاشته!
.
.
.
تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده
میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم
از مامان بچه شاباش بگیرم!!
.
.
.
بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیااومده با کلی ذوق به بابام
نشونش می دم.میگه بچته؟؟؟!! میگم پَــــ نَ پَــــ اینو الان
از اینترنت دانلود کردم نسخه آزمایشیه واسه تست تا اصلش بیاد!!!
.
.
.
آهنگ اندی تو ماشین گذاشتم دوستم میگه اندیه ؟
پَـــ نَ پَـــ داریوشه,داره خودشو لوس میکنه بخندیم !
.
.
.
تصادف شده زنگ زدم اورژانس میگه کسی صدمه دیده
پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو !
.
.
.
تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم !
طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم:پـَـَـــ نه میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !
.
.
.
استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟
من دستمو بردم بالا
استاد: میخوای جواب بدی؟
من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد !
.
.
.
عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟
پَ نه پَ دکتری ! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا !
.
.
.
ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!
.
.
.
به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو … میگه روشنش کنم ؟
پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو … من هُل میدم روشن شه
.
.
.
رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم …
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت !
.
.
.
شنگول سگشو میبره دامپزشکی منشی میگه سگت مریضه ؟
شنگول:پ ن پ خودم هاری گرفتم سگم گف من اینجا اشنا دارم بیا بریم دکتر ببینتت !
.
.
.
پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان
پرستاره اومده نگام میکنه میگه زاءو شمایی؟…
میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسیده منو فرستاده جاش!
.
.
.
تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟
پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین.
.
.
.
ساعت ۸ صبح کلاس داریم .منم خمیازه میکشم و دهنم یه متر باز میشه .
استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت
.
.
.
تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم
ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته
.
.
.
دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم
میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟
پَـــ نَ پَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها !
.
.
.
دارن گوسفندرو قربونی میکنن … یه آفتابه آوردن که بش آب بدن
اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟!
پَ نه پَ آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره !
.
.
.
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟
پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!
.
.
.
تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !
.
.
.
شیشه رفته تو دستم , دارم از درد جیغ و داد می کنم
به رفیقم میگم در بیار, میگه شیشه رو؟
میگم پَــــ نَ پَــــ , ادای من و در بیار شاد شیم !
.
.
.
تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!
گفتم پـــ نَ پَـــــ اینا همش نقشه بود بیای ببینمت !
.
.
.
یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده ، عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین
هیچ تکونیم نمیخوره.دوستم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره !
.
.
.
بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم
میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟
پَـــ نَ پَــــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !
.
.
.
یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید.
تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!
پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !
.
.
.
رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون
داداشم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــ دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه!
.
.
.
دارم تو خونه رو ترد میل میدوام بابام میاد میگه داری میدویی لاغر کنی ؟؟
پَـــ نَ پَـــ کلاسم دیر شده عجله دارم !
.
.
.
مادر دانش آموزِ اومده مدرسه….معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین
میگه تو خونه؟….پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی
(اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !)
.
.
.
خوابیدم.!!!
سره کلاس دستمو بردم بالا سوال کنم.استاده میپرسه سوال داری؟؟؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بینم کولر باد میده یا نه که خداروشکر حل شد!!
.
.
.
تو توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در …. گفتم بله ..
دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته ..
لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل.
.
.
.
وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!
.
.
.
نشستیم داریم “سقوط آزاد” میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟
پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن … شهرک سینمایی رو آب کردن
.
.
.
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.
پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتند و سرش شانه زدند!!!
.
.
.
اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم
.
.
.
من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ
آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ راهنمای ۴۷۳ ، بفـــرمائید! .
.
.
.
بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش.
فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟
پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین
شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!
.
.
.
رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ۱۰۰محبت کنین.
اورده تست کرده میگه میبری؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت : بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: آن را می فروشی؟!
بهلول گفت : می فروشم.
- قیمت آن چند دینار است؟
- صد دینار.
زبیده خاتون گفت : من آن را می خرم.
بهلول صد دینار را گرفت و گفت : این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.
بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.
زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت : این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای !!!
وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.
صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت : یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش!
بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت : به تو نمی فروشم !!!
هارون گفت : اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.
بهلول گفت : اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم!!!
هارون ناراحت شد و پرسید : چرا؟
بهلول گفت : زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!
روزی یکی از دوستان بهلول گفت:
ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟
بهلول گفت: نه!
پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟
بهلول گفت: نه!
پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟….بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟
گفت: نه!
بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟
گفت: نه!
سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد!
مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست!
بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!
یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست . شخصی می گفت: می خواهم مردی خردمند و فرزانه را بیابم تا در مشکلات زندگیم با او مشورت کنم . یکی به او گفت: در شهر ما، فقط یک نفر عاقل و خردمند است که آن هم خود را به دیوانگی زده است . اگر سراغ او را بگیری می توانی اکنون او را درمیان کودکان بینی که روی یک چوب سوار شده و با آنان بازی می کند . آن جوینده می رود و او را در میان کودکان پیدا می کند و صدایش می زند و می گوید: ای سوار بر چوب، یک لحظه نیز اسب خود را به سوی من بران . عاقل دیوانه نما به سوی او می تازد و می گوید: زود باش حرف بزن، چه می خواهی؟ من نمی توانم زیاد توقف کنم، چون اسبم چموش است و به تو لگد می زند ! آن مرد می گوید: می خواهم از این محله زنی اختیار کنم به نظر تو کدام زنی را بگیرم که مناسب حال من باشد ؟ عاقل دیوانه نما می گوید: به طور کلی در دنیا، زن بر سه نوع است: دو نوع آن باعث رنج و ناراحتی است و نوع سوم مانند گنج سرشار از ثروت و مکنت . از این سه قسم زن ، یک قسم آن ، کاملا در اختیار تو است و همه مواهب و خوبی های آن برای تو . و قسم دیگر ، تنها نیمِ آن به تو تعلق دارد و نیم دیگر آن در اختیار تو نیست . ولی قسم سوم به قدری از تو جداست که گویی اصلا به تو تعلق ندارد . حالا که جواب سئوالت را شنیدی زود برو دنبال کارت که ممکن است اسبم به تو لگد بزند و نقش بر زمینت کند . عاقل دیوانه نما این سخنان را گفت و شتابان به میان کودکان رفت و مشغول بازی شد . ولی از این طرف نیز مرد بیچاره مبهوت و متحیر بر جای خود ایستاده بود و از آن حرفها چیزی سر در نیاورده بود . از اینرو ملتسمانه او را صدا کرد و گفت: بیا مقصودت را از این حرفها بیان کن . عاقل دیوانه نما دوباره به سوی او دوید و گفت: آن زن که به طور کامل به تو تعلق دارد ، دوشیزه و باکره است که موجب نشاط تو می شود . و آن زن که فقط نیمی از او به تو تعلق دارد ، بیوه زن فاقد فرزند است . ولی آن زنی که اصلا به تو تعلق ندارد ، بیوه زنی است که از شوی پیشین خود فرزندی نیز دارد، زیرا وجود این فرزند ، همیشه این زن را به یاد شوهر قبلی خود می اندازد . حالا که این حرفها را شنیدی ، برو کنار که اسبم به تو لگد نزند . این را گفت و دوباره به میان کودکان رفت . آن مرد دوباره فریاد زد: ای خردمند فرزانه ، یک سئوال دیگر دارم . خواهش می کنم آن را نیز پاسخ ده تا دیگر بروم . عاقل دیوانه نما می گوید: زود سئوالت را بیان کن . مرد می پرسد: تو با این همه عقل و فهم ، چرا رفتارهای کودکانه و دیوانه وار انجام می دهی؟ پاسخ می دهد: این اوباش ( دستگاه حکومتی وقت ) به این فکر افتاده اند که مرا قاضی شهر کنند، من خیلی کوشیدم که زیر بار این کار نروم ، ولی دست از سرم برنداشتند ، چاره ای ندیدم جز آنکه خود را به دیوانگی بزنم تا در این دستگاه ظالم قاضی نشوم . حال به باطن داستان نیز مقداری توجه می کنیم . این داستان می گوید که وقتی عقل جزئی ، حجاب روح شود ، دست در دیوانگی باید زدن . چنانکه وقتی سئوال کننده از آن عاقل مجنون نما می پرسد که تو با این عقل و ادب چرا همچون کودکان و دیوانگان رفتار می کنی؟ جواب می دهد: شماری از اوباش می خواهند مرا قاضی شهر کنند و چون عذر مرا نمی پذیرند خویشتن را به دیوانگی زده ام . پس برای حفظ پاکی درون و عدم آلایش روح ، گاه باید عقل در سودای جنون در باخت . این گونه عاقلانِ دیوانه وش را بهلول گویند .
با نگاهی گذرا به نمونههایی از این دسته فتواها، میتوان به راحتی گفت پدیده زنده به گور کردن دختران که پیش از اسلام در سرزمین حجاز وجود داشته، در حقیقت از بین نرفته بلکه به شکلی دیگر نمود پیدا کرده است.
|
به گزارش شیعه آنلاین، فتوا در لغت به معنای بیان حکم خدا بوسیله فقیه یا مفتی است. در این مطلب به فتوای فقهاي شيعه کاری نداریم، بلکه هدف ما بررسی جوانب و اهداف مختلف صدور یک فتوا توسط یک مفتی وهابی است. با نگاهی گذرا به فتواهای مختلف صادر شده توسط چهره های سرشناس وهابیت، میتوان انواع، اهداف و جوانب صدور یک فتوا را به چند دسته تقسیم بندی کرد که بدین شرح است:
1- فتوای خالصانه: هدف از صدور این گونه فتواها، واقعا خالصانه است و برای راهنمایی مردم صادر میشود. مفتی هنگام صدور این گونه فتواها، به آیات قرآن کریم، روایات و احادیث نبوی – البته از شش کتاب اصلی اهل سنت – استناد میکند. با وجود این که به دلیل ضعیف بودن سند و غیر صحیح بودن بسیاری از احادیث موجود در این شش کتاب اصلی مانند «صحیح مسلم»، «صحیح بخاری»، «سنن ترمذی» و غیره، پایه این فتواها نیز ضعیف و نادرست خواهد بود، اما در هر صورت نسبت به انواع دیگری از فتواها که در ذیل میآید، از پایه محکم تری برخوردار است. ناگفته نماند تعداد بسیار اندکی از فتواهای مفتیان وهابی از این دسته فتواها است.
2- فتوای حکومتی: هدف از صدور چنین فتواهایی، حمایت از یک تصمیم حکومتی است. این به معنی آن است که حکومتی که صاحب فتوا در آن زندگی میکند، کاری انجام میدهد که از مقبولیت مردمی برخوردار نیست از همین رو با کمک گرفتن از مفتیان درباری، از آنان میخواهند که فتوایی در آن زمینه صادر کند و از اقدام آن حکومت حمایت کند. نمونهی این گونه فتواها در مصر، توسط «محمد سید طنطای» رئیس سابق دانشگاه الأزهر به کثرت صادر میشد. در عربستان سعودی نیز «هئیت علمای سعودی» که از تعداد زیادی مفتی سرشناس تشکیل شده، این وظیفه را برعهده دارد. البته مفتی اعظم عربستان و هر یک از دیگر مفتیان این کشور نیز گاهی به طور جداگانه و خودجوش، به صدور چنین فتواهایی اقدام می ورزند.
3- فتوای شاذ: هدف از صدور این دسته از فتواها، شهرت یافتن و به اصطلاح اسم در کردن است. یعنی مفتی صادر کننده چنین فتواهایی تلاش میکند با صدور فتواهایی بسیار عجیب و شاذ، همه را غافلگیر کند و موجب انتقاد و اعتراض شدید دیگر مفتیان و حتی گاهی نزدیک ترین دوستان و همفکران خود شود. در این گونه فتواها، مفتی هر اعتراض، انتقاد و فشاری را تحمل میکند و به تن می خرد تا در عوض شهرت یابد. شاید بتوان به راحتی گفت بسیاری از فتواهای صادر شده توسط مفتیان وهابی در این دسته از فتواها قرار میگیرند. درجه شاذ بودن این دسته از فتواها به قدری زیاد است که مورد تمسخر افکار عمومی و حتی دیگر مفتیان قرار میگیرد. آخرین فتوای شاذ که توسط یکی از مفتیان وهابی صادر شد، درباره «جواز شیر خوردن مردم نامحرم از زن یا مادر یک خانواده، با هدف محرم شدن با اعضای آن خانواده» بود.
4- فتوای شهرت: هدف از صدور این گونه فتواها نیز شهرت یافتن است. یعنی مفتی صادر کننده آن تلاش میکند در یک برهه زمانی مشخص فتوایی عجیب و کاملا غیرقابل پیش بینی از خود صادر کند تا با جنجالی شدن موضوع، موجب شهرت وی شود. صدور این گونه فتواها اکثرا با واکنش و اعتراضات شدید اطراف مختلف مواجه میشود. اکثر این فتواها توسط مفتیان جوان و یا آن دسته از مفتیهایی صادر میشود که از شهرت کم و یا ضعف شخصیتی رنج میبرند از همین رو به دنبال شهرت میگردند تا با آن جای خالی را پر کنند. نمونه این دسته از فتواها توسط مفتی جوان «محمد العریفی» علیه حضرت آیت الله سید علی سیستانی، مرجع عالیقدر جهان تشیع صادر شد و ایشان را مورد اهانت شدید قرار داد. در پی آن، انتقاد و اعتراضات بسیار زیادی از سوی شیعیان و بسیاری از اهل سنت و حتی برخی از شخصیت های سیاسی و دینی عربستان سعودی مواجه شد. حجم انتقادات و فشار علیه «العریفی» به قدری زیاد بود که ناچارا حرف خود را پس گرفت و عذرخواهی کرد.
5- فتوای تخریبی: هدف از صدور چنین فتواهایی، چیزی نمیتواند باشد به جز تخریب وجه دین مبین اسلام. البته ناگفته نماند هر عاقلی با نگاهی گذرا به عقاید و اندیشههای انحرافی این مفتیان وهابی، به راحتی میتواند فاصله میان آنان با دین اسلامی را درک کند اما در هر صورت خواسته یا ناخواسته آنها در حال حاضر حداقل از نگاه کشورهای غربی و افکار عمومی غرب، مسلمان به شمار میرود. البته بر هیچ کس پنهان نیست که کشورهای غربی با هدف مقابله با اسلام، همواره وهابیها را نماینده مسلمانان در جهان معرفی میکنند تا با نشان دادن حماقت آنان، به دین اسلامی ضربه بزنند. متأسفانه مفتیان وهابی نیز خواسته یا ناخواسته در مسیر این هدف غرب در حال حرکت هستند. فتواهایی که در حمایت از شبکه تروریستی القاعده صادر میشود، از این دسته فتواها به شمار میرود.
6- فتوای دروغی: هدف از صدور این دسته از فتواها فقط نشان دادن التزام پیروان وهابیت به دین مبین اسلام است. یعنی در حقیقت محتوای این گونه فتواها هیچ گاه توسط مفتیان وهابی و مریدان آنها اجرا نمیشود بلکه صدور آن تنها با این هدف صادر میشود که به دیگران بگویند "ما مسلمانان واقعی هستیم که به روش صحابه پیامبر (ص) زندگی میکنیم". اما در حقیقت با نگاهی گذرا به زندگی این مفتیان وهابی و مریدانشان، به راحتی میتوان به دروغی بودن این فتواها پی برد. نمونه این دسته فتواها، تحریم استفاده از وسایل مدرن مانند دوربین، تلویزیونی، اینترنت، خودرو و غیره است. بسیاری از مفتیان وهابی استفاده از این ابراز آلات مدرن را بدعت میدانند و میگویند "چون صحابه در زمان رسول الله (ص) از چنین وسایلی استفاده نمیکردند، پس ما نیز استفاده از آن را بدعت میدانیم. اما واقعیت این است که خودشان از آن استفاده میکنند.
7- فتوای تحقیر: هدف از صدور این گونه فتواها تحقیر افراد است. بیشتر این دسته فتواها علیه دختران و زنان صادر میشود. با نگاهی گذرا به نمونههایی از این دسته فتواها، میتوان به راحتی گفت پدیده زنده به گور کردن دختران که پیش از اسلام در سرزمین حجاز وجود داشته، در حقیقت از بین نرفته بلکه به شکلی دیگر نمود پیدا کرده است. یعنی در آن زمان این پدیده به صورت جسمی صورت میگرفت اما اکنون به صورت زنده به گور کردن شخصیت دختران و زنان با تحقیر آنان انجام میگیرد. نمونه این دسته از فتواها «اجازه ازدواج مردان میانسال و مسن با دختران کم سن و سال» است. بر اساس این فتوا حتی مردان 60 یا 70 ساله هم میتوانند با دختران 9 ساله ازدواج کنند. اخبار این دسته از ازدواجها به کرات در کشورهایی همچون یمن، مصر، عربستان سعودی و غیره شده است. در عراق نیز بسیاری از نیروهای شبکه تروریستی القاعده که خود را «مجاهدین» مینامیدند، چنین ازدواجهایی با دختران عراقی انجام دادند.
خطی ازحرم نگاهت دل ما را نربود
قصه ی زلف سیاهت دل ما را نربود
سنگ، انگارکه سنگی شده ام مثل خودت
جذبه ی چهره ی ماهت دل ما را نربود
نه ازین بد ترم انگارکه سنگی باشم
عشوه های گاه گاهت دل ما را نربود
مریمی ساخته ای از خود انگار ولی
بازچشم بی گناهت دل ما را نربود
توهمان لیلی و شیرینی، که ناکام شدی
بی سبب نیست ،نگاهت دل ما را نربود
به گزارش خبرنگار جنگ نرم مشرق و به نقل از ظهور : شرکت الکترونیک آرتس (Electronic Arts) در جدیدترین شماره از سری بازیهای «میدان نبرد» (Battlefield) کشور ایران و شهر تهران را تبدیل به صحنه جنگ کرده است و مردم ایران که از ساخت این بازی خشمگینند، در اقدامی خودجوش به تحریم این بازی روی آورده اند.

در این بازی نیروهای آمریکایی که همیشه نقش حامیان صلح و ثبات و حقوق بشر را در فیلمها و بازیها دارند، این بار به خود جرات داده و به جنگ با مردم ایران روی آوردهاند. این بازی یک بازی تیراندازی اول شخص است و اگر یک ایرانی این بازی را انجام دهد، معنی آن این است که در فضای مجازی اسلحه به دست گرفته و به همراه آمریکایی ها علیه میهن خود و برادران هموطنش می جنگد!

این کارِ سایت ها و فروشگاه های عرضه بازی در تحریم این بازی قابل تقدیر است باشد که مجلات این حوزه هم از نقد این بازی خودداری کنند.

غم مخور ایام هجران رو به پایان میرود/ این خماری از سر ما میگساران میرود
پرده را از روی ماه خویش بالا میزند/ غمزه را سر میدهد، غم از دل و جان میرود[1]
پاسخ به این سؤال:
ظهور حضرت مهدی (عج) یك فرمان حتمی و قطعی خداوند است و یكی از نوامیس آفرینش بشر است كه اگر نباشد، آفرینش بشر، در واقع، به هدف نهایی نمیرسد. خداوند انسان را برای تكامل آفریده است، جامعه انسانیت را برای كمال آفریده است اگر با ظلم و جور، این جامعه نابود شود، هدف آفرینش انسان «و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»[2] تأمین نشده است.[3] اما این كه آیا این قیام جهانی و ظهور حضرت به چه مؤلفههایی بستگی دارد به یقین قیامی به آن گستردگی فقط به تعداد یاران بستگی ندارد؛ بلكه عوامل و زمینههای دیگری باید وجود داشته باشد تا حضرت ظهور و قیام نماید و عدالت الهی را گسترش داده و جهانی نماید. گفتنی است حضرت مهدی (عج) ظهور میكند تا تشكیل حكومت اسلامی جهانی بدهد. از این رو ظهور حضرت زمانی به وقوع میپیوندد كه چنین زمینهای هم وجود داشته باشد و اینك آمادگیهای لازم را برای ظهور ذكر میكنیم:
1. آمادگی فكری و فرهنگی: یعنی سطح افكار مردم جهان چنان بالا رود كه بدانند مثلاً مسأله «نژاد» یا «مناطق مختلف جغرافیایی» مسأله قابل توجهی در زندگی بشر نیست و تفاوت رنگها و زبانها و سرزمینها نمیتواند بشر را از هم جدا سازد. قرآن كریم هم شایستگی و صلاحیت را شرط آن انقلاب دانسته است و میفرماید: ما در زبور نوشتیم كه بندگان شایسته و صلاحیتدار ما قدرت زمین را به دست میگیرند.»[4] پس به یقین حضرت زمانی ظاهر میشود كه سطح افكار مردم بالا باشد.
2. آمادگی اجتماعی: مردم جهان باید از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته شوند، تلخی این زندگی مادی ویك بعدی را احساس كنند و حتی از این كه ادامه این راه یك بعدی ممكن است در آینده مشكلات كنونی را حل كند، مأیوس گردند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: تا همه اصناف مردم به حكومت نرسند، حضرت مهدی قیام نمیكند! برای اینكه وقتی حكومتش را تشكیل داد، كسی نگوید: اگر ما هم به حكومت میرسیدیم با عدالت رفتار میكردیم.[5]
3. آمادگیهای تكنولوژی و ارتباطی: برخلاف آنچه بعضی میپندارند كه رسیدن به مرحله تكامل اجتماعی و رسیدن به جهانی آكنده از صلح و عدالت، تنها با نابودی تكنولوژی جدید امكانپذیر است، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یك حكومت عادلانه جهانی نخواهد بود، بلكه شاید بدون آن وصول به چنین هدفی محال باشد... سپس میافزاید: معجزه، استثنایی است منطقی در نظام جاری طبیعت، برای اثبات حقانیت یك آیین آسمانی، نه برای اداره همیشگی نظام جامعه.[6]
4. آمادگیهای فردی: حضرت مهدی (عج) زمانی ظهور میكند كه یاران آمادهای داشته باشد؛ زیرا او میخواهد جهانی را اصلاح كند و حكومت جهانی قبل از هر چیز نیازمند عناصر آماده و با ارزش انسانی است تا بتواند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعی را به دوش بكشد. و این در درجه اول به بالا بردن سطح اندیشه و آگاهی و آمادگی روحی و فكری برای پیاده كردن آن برنامه عظیم نیاز دارد.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: امام زمان (عج) ظهور نمیكند، مگر آنكه تعداد آنان به دههزار نفر برسد.[7] و شیخ حر عاملی میگوید: در روایت است كه تعداد كامل سپاه امام زمان (عج) صدهزار نفر است.[8]
5. آمادگی نظامی: مسلمان باید همیشه آمادگی نظامی و نیروی سلحشوری داشته باشد تا به هنگام طلوع طلایع حق، به صف پیكارگران ركاب مهدی (عج) بپیوندد و در آن نبرد بزرگ حق و باطل، حماسه آفریند و كمك رساند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ منتظران را فرامیخواند تا همواره نیرومند و مسلح باشند و دوره انتظار مهدی (عج) را با دست پر، به سر آورند:[9] «باید هر یك از شما برای خروج قائم (عج) اسلحه تهیه كند، اگر چه یك نیزه»[10]
خلاصه سخن: هر نهضت و انقلابی در صورتی امكان پیروزی دارد كه زمینه آن از هر جهت فراهم باشد و اوضاع و شرایط كاملاً آماده باشد. یكی از شرایط مهم موفقیت این است كه عموم ملت خواستار آن انقلاب باشند و افكار عمومی برای تأیید و پشتیبانی آن آماده باشند. قیام حضرت مهدی (عج) نیز از این قاعده و قانون خارج نیست و علاوه بر این به آمادگیهای دیگری از جمله آمادگی فكری، تكنولوژیكی و ارتباطی و نیز آمادگی نظامی نیز، نیاز است. بنابراین ظهور امام زمان (عج) هم به یاران و هم به شرایط و اوضاع جامعه جهانی بستگی دارد و علاوه بر آنچه گفته شد، رازورمزهای دیگری[11] هم برای قیام حضرت وجود دارد كه خدای دانا از زمان پیدایش آنها با خبر است. هرگاه همه امورات مربوط به آن قیام جهانی جایگاه خویش را بیابند، ظهور نیز محقق خواهد شد.
برای مطالعه بیشتر به كتاب خورشید مغرب نوشته محمدرضا حكیمی و نیز حكومت جهانی مهدی نوشته حضرت آیتالله مكارم شیرازی مراجعه شود.
محمد بن مسلم میگوید: امام صادق ـ علیه السّلام ـ به من فرمودند:
هر كس وقت ظهور را برایت تعیین كرد، از تكذیب كردنش باك نداشته باش؛ زیرا ما برای ظهور وقتی تعیین نمیكنیم.[12]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . دیوان امام خمینی (ره) ، ص 111.
[2] . ذاریات، آیة 56.
[3] . فصلنامة تخصصی انتظار، سال دوم، شمارة پنجم، پاییز 1381، ص 22 در محضر حضرت آیت الله العظمی مكارم شیرازی.
[4] . ابراهیم امینی، دادگستر جهان، انتشارات شفق، چاپ قدس، ص 241، حكومت جهانی مهدی (عج) ، شیرازی، انتشارات نسل جوان، چاپ یازدهم، ص 100.
[5] . مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 244 مؤسسة الوفاء بیروت.
[6] . حكومت جهانی مهدی (عج) ، ص 82، انتشارات نسل جوان، چاپ یازدهم.
[7] . نعمانی، غیبة، 360 هجری قمری، كتابفروشی صدوق، تهران ص 307. حر عاملی، اثبات الهداة، چاپخانه علمیه قم، ج 3، ص 548.
[8] . اثبات الهداة، ج 3، ص 578، بحارالانوار، ج 52، ص 307، 367، مؤسسة الوفاء بیروت.
[9] . محمد رضاحكیمی، خورشید مغرب، چاپ بیست و سوم، نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ص 274.
[10] . بحارالانوار، ج 52، ص 366.
[11] . گفتنی است در روایت از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است حضرت مهدی (عج) ظاهر نمی شود تا نطفة افراد با ایمانی كه در صلب كافران و منافقان ودیعه نهاده شده است خارج شوند. (اثبات الهداة، ج 7،ص 105).
[12]. بحارالانوار، ج52، ص 104 - 117.
باشگاه كاربران تبیان ـ ارسالی از: cristalebulury